نویسنده = بهرامی، ولی

مطالعه داده‌بنیاد خشونت خانگی علیه زنان شهرستان پلدختر(مورد مطالعه: روستا‌های زیودار)

دوره 15، شماره 4 (ویژه نامه لرستان)، زمستان 1400، صفحه 55-81

https://doi.org/10.22034/jss.2022.531035.1544

ولی بهرامی، اسماعیل شریفی

چکیده هدف این پژوهش، مطالعه خشونت خانگی علیه زنان روستایی با استفاده از روش نظریه زمینه‌ای است. این پژوهش به روش کیفی با رویکرد نظریه داده‌بنیاد انجام شده است. جمعیت مورد مطالعه زنان متاهل روستاهای زیودار شهرستان پلدختر بودند. روش نمونه-گیری نیز به صورت «نمونه‌گیری هدفمند و نظری» بوده است. ابزار گردآوری داده‌ها «مصاحبه عمیق» بود که بر این اساس بعد از مصاحبه با۱۷ نفر از این زنان، اشباع نظری حاصل شد. به منظور تحلیل داده‌ها از رویکرد «اشتروس و کوربین» استفاده شد و بر اساس آن، از سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی برای تجزیه و تحلیل داده‌ها استفاده شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که پدیده محوری این مطالعه « ناساخت‌یابی خانواده » می‌باشد. شرایط علی حاکم بر این پدیده شامل سه مقوله «عدم احساس امنیت اقتصادی، باورها و تفکرات کلیشه‌ای سنتی و عدم دسترسی به منابع» هستند. بسترهای حاکم نیز «ایستارهای تهاجمی، خیر محدود، یادگیری خشونت و بی‌اعتمادی» می‌باشند. شرایط مداخله‌گر بر پدیده محوری نیز سه مقوله «نفوذ رسانه‌های ارتباط جمعی نوین، ضعف مهارت‌های زندگی و تضاد فرمی و محتوایی خانواده» هستند. راهبردها «پنهان کردن خشونت، تسلیم و پذیرش خشونت، مقابله روانی » می‌باشند که بر اثر آن شاهد پیامدهای نظیر « از هم گسیختگی ساختار خانواده، بحران روحی- انگیزشی و توانمندسازی زنان » در جامعه مورد مطالعه هستیم.

تحلیلی بر فرهنگ شهروندی و عوامل مؤثر بر آن (مورد مطالعه: استان لرستان)

دوره 13، شماره 1، بهار 1398، صفحه 31-59

https://doi.org/10.22034/jss.2019.38122

ولی بهرامی، محسن نیازی، سیدمحسن موسوی، مهران سهراب‌زاده

چکیده هدف این پژوهش، تحلیل فرهنگ شهروندیِ افراد 18 تا 65 سال در استان لرستان و عوامل مؤثر بر آن است. پرسش اصلی این است که وضعیت فرهنگ شهروندی در استان لرستان چگونه است و عوامل مؤثر بر آن کدام‌اند. پژوهش حاضر از  نظر روش کمی و از دیدگاهِ جهت پژوهش کاربردی است که با ابزار پرسش‌نامه جمع‌آوری شده است. حجم نمونه 852 نفر برآورد شده و شیوة نمونه‌گیری چندمرحله‌ای بوده است، به‌طوری که پس از رعایت مراحل نمونه‌گیری از شش شهرستان خرم‌آباد، بروجرد، الیگودرز، کوهدشت، الشتر و پلدختر، از هر شهرستان یک شهر و دو روستا متناسب با حجم جمعیت، انتخاب شدند. در پژوهش حاضر، از رویکرد جمهوری‌گرایی (مدنی و جدید) و تلفیقی از نظریه‌های مارشال، ترنر، جانوسکی و روثستاین استفاده شده است. نتایج تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد که میانگین نمرة شاخص فرهنگ شهروندی برابر با 07/108 از ۱۴۱ است که مقدار آن نسبتاً بالاست. نتایج پژوهش نشان داد که هرچند برحسب خاستگاه زندگی شهروندان (روستا، عشیره و شهر)، تفاوت معناداری در فرهنگ شهروندی وجود دارد، مردان تفاوت معناداری نشان نداد. بین متغیرهای پایگاه اقتصادی-اجتماعی و استفاده از رسانه‌های جمعی با فرهنگ شهروندی نیز رابطة معناداری وجود نداشت. نتایج اجرای آزمون هم‌بستگی پیرسون، وجود رابطة مثبت و قوی متغیر هویت اجتماعی، رابطة مثبت و متوسط متغیرهای احساس امنیت اقتصادی، اعتماد اجتماعی و گرایش به تعلقات قومی‌ـ‌طایفه‌ای و رابطة مثبت و ضعیف متغیر پنداشت از عملکرد نظام سیاسی را با فرهنگ شهروندی تأیید کرد. نتایج الگوی معادلات ساختاری نیز نشان می‌دهد که در مجموع متغیرهای پیش‌گفته می‌توانند ۵۳ درصد از واریانس کلی متغیر وابستة فرهنگ شهروندی را تبیین کنند.