نویسنده = صدیق محمدی، محمد

زنجیرۀ فقدان: تشدید بحران در مناطق حاشیه‌ای (مواجهۀ شهروندان حاشیه‌نشین سنندج با کووید 19)

دوره 14، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 4-35

https://doi.org/10.22034/jss.2020.243848

یعقوب احمدی، محمد صدیق محمدی، فرهاد ابراهیمی

چکیده پیامدها و پسامدهای شیوع ویروس کرونا چنان گسترده است که بسیاری از اندیشمندان حوزه­های علوم اجتماعی از شکل‌گیری جهانی متفاوت با ویژگی­های متمایز با عنوان «دنیای پساکرونا» سخن به میان می­آورند. چنین بیانی در حقیقت نشان از اهمیت مسئله و گستردگی میزان تأثیرگذاری آن بر جنبه­ها و حوزه­های مختلف زندگی بشری در اقصا نقاط این کرۀ خاکی دارد. چنین پیامدهایی بدون تردید در مناطق حاشیه­ای و کمتربرخوردار در مناطق مختلف جهان و از جمله ایران اثرات ماندگارتر و شدیدتری بر جای خواهد گذاشت. مطالعۀ حاضر با هدف بررسی نحوۀ مواجهه و مقابلۀ شهروندان نواحی حاشیۀ شهر سنندج، و ارزیابی اثرات سکونت در این مناطق بر راهکارها، راهبردها، امکانات و فرصت­های شهروندان در مواجهه با مسائل اجتماعی، و در این مورد خاص، ویروس کرونا، تدوین شده است.
پژوهش به روش نظریۀ زمینه‌ای انجام پذیرفته است و اطلاعات مورد نیاز با استفاده از مصاحبه جمع آوری شدند، داده­های به دست آمده با بهره گیری از نرم افزار "اطلس تی" تجزیه و تحلیل شدند. پس از انجام فرایند کدگذاری، و اخذ 56 کد و 5 مقولۀ اصلی، نهایتاً مقولۀ محوری با عنوان "زنجیرۀ فقدان" به عنوان خروجی نحوۀ مواجهه و مؤلفه­های پیرامونی شهروندان حاشیه‌نشین شهر سنندج با کروناویروس مطرح شد. همچنین، بر اساس مدل پارادایمی، مقولۀ زنجیرۀ فقدان از شرایط عِلّی (علت و معلولی) همچون محرومیت اجتماعی و نابرابری اجتماعی نشئت گرفته است که خود با ظهور عوامل واسطه­ای همچون­ فقدان­مهارت و فقدان آگاهی و فقدان حمایت با شرایط زمینه­ای چون رکود و تورم، بی اعتمادی، ناامیدی، افسردگی ­و عدم دسترسی به فضای مجازی به عنوان یک هستۀ مرکزی قابل شناسایی است. به صورت خلاصه، افراد حاشیه‌نشین قربانی شرایط اجتماعی و اقتصادی خود هستند و بیشتر از سایر افراد در دوران کرونا مورد هجمۀ مشکلات قرار می‌گیرند و این به آن معناست که کروناویروس برخلاف آنچه اشاره شده است، ویروسی "دموکرات" نیست و همه را به یکسان مورد هجوم و آسیب قرار نمی دهد. 

تبیین وضعیت خشونت ‌ساختاری در شهر‌ سنندج

دوره 13، شماره 1، بهار 1398، صفحه 108-132

https://doi.org/10.22034/jss.2019.38125

محمدصدیق محمدی، محمد گنجی، یعقوب احمدی

چکیده اصطلاح خشونت ساختاری شیوه‌ای برای توصیف وضعیتی اجتماعی است که در آن به انسان‌ها صدمه وارد می‌شود. اندیشمندان این حوزه، خشونت ساختاری را تنزلی اجتناب‌پذیر در رفع نیازهای انسانی می‌دانند. در پژوهش حاضر، با تأکید بر تنزل در برخی شاخص‌های اساسی اقتصادی و اجتماعی، به‌منزلة مصادیق و نمودهای خشونت ساختاری، به این پرسش‌ها پاسخ داده می‌شود که وضعیت خشونت ساختاری در شهر ‌سنندج چگونه است و نشانه‌ها و شاخص‌های خشونت ساختاری چه دلایل و عوارضی ممکن است داشته باشند. بدین‌منظور، با تحلیل ثانویة داده‌های مؤسسات ارائة اطلاعات و پژوهش‌های انجام‌شده، مقولة خشونت ساختاری در شهر ‌سنندج تبیین شده است. یافته‌ها حاکی از آن است که از نظر شاخص‌های اقتصادیِ خشونت ساختاری، شهر ‌سنندج رتبة دوم را در میان مراکز استان‌های دارای بیشترین آمار بیکاری به خود اختصاص داده و جایگاه نامطلوبی در میان مراکز استان‌ها از نظر رقابت‌پذیری اقتصادی دارد و جزء فقیرترین مراکز استان‌های کشور است. از لحاظ شاخص‌های اجتماعیِ خشونت ساختاری نیز این شهر از نظر توسعه‌یافتگی در شاخص‌های بهداشت و درمان در جایگاه بیست‌وپنجم است و از نظر کیفیت زندگی در جایگاه متوسط رو به پایین قرار دارد. نتایج پژوهش نشان‌دهندة وجود خشونت ساختاری در شهر ‌سنندج است. مسئله‌ای که پیامدهای آن را می‌توان در مسائلی نظیر خشونت‌های بین‌فردی، افت سرمایة اجتماعی و کاهش مشارکت سیاسی جست‌وجو کرد.