نویسنده = قاضی نژاد، مریم

واکاوی تجربه‌ی زیسته زنان فروشندهِ شاغل در مراکز خرید شهر تهران

دوره 16، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 107-131

https://doi.org/10.22034/jss.2023.1986883.1754

فاطمه غلامی، مریم قاضی نژاد، سهیلا صادقی

چکیده این پژوهش درصدد است که تجربه‌ی زیسته زنان فروشنده شاغل در مراکز خرید جدید را شرح دهد و به دلالت‌های معنایی آن دست یابد. پاساژها و مال­ها طی سال­ های اخیر، در کلانشهرهایی همچون تهران گسترش یافته و اشکالی از فرهنگ مصرفی در جامعه و نیز، کار غیررسمی و زنانه شدن نیروی کار و چالش­های آن را به نمایش می­گذارند. پژوهش حاضر با روش نظریه زمینه­ای به انجام رسیده است. برای انتخاب نمونه­ها از روش نمونه­ گیری هدفمند با حداکثر تنوع و برای گردآوری داده­ ها از مصاحبه نیمه­ساخت یافته استفاده شده است. در نمونه پژوهش، 30 نفر از زنان فروشنده شاغل در مراکز خرید مشارکت داشته ­اند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که زمینه‌ها و شرایط علّی همچون خودگردانی اقتصادی، دسترسی آسان به شغل فروشندگی، زنانه بودن محیط کار، فرصتی برای دیده شدن و بازتعریف هویت زنانه در واکاوی تجربه زیسته زنان شاغل، نقش داشته‌اند. در این میان، نادیده گرفتن قوانین کار، بدن­ های کار شامل، بدن نمایشی (تحمیل کدهای پوششی و آرایشی و الگوی مدل - فروشنده) و بدن مراقبتی، خوشرویی تصنعی، و عقلانیت مشتری‌مداری به عنوان راهبردها و علاقه مندی به شغل فروشندگی به عنوان شرایط مداخله ­گر عمل می­کنند. بر اساس مطالعه‌ی حاضر، تجربه‌ی زیسته­ زنان فروشنده در مراکز خرید، تن دادن به فرودستی، شخصیت­ شناسی، و از خود بیگانگی را در پی داشته است. مقوله‌ی هسته نیز به «فروشندگی به مثابه بهره‌کشی»، دلالت دارد.

دیالکتیک شناسایی در بین تراجنسی ‏ها (نگاهی به تجربۀ زیستۀ ناراضیان جنسی در فرایند هویت‏ یابی)

دوره 16، شماره 1، بهار 1401، صفحه 129-152

https://doi.org/10.22034/jss.2022.548978.1654

ندا گل بهاری، منصوره اعظم آزاده، مریم قاضی نژاد

چکیده مقالۀ حاضر درپی پاسخ‌گویی به این پرسش است که افراد تراجنسی «هویت جنسیتی خود را چگونه و در قالب چه مضامینی درک و تجربه می‏کنند؟». به همین منظور تعداد سی مصاحبۀ نیمه‌ساخت ‏یافته با کمک روش نمونه‏ گیری نظری هدفمند و گلوله ‏برفی با تراجنسی‏ هایی که در یکی از مراحل گذار بودند یا آن را به پایان رسانیده بودند، انجام و با بهره‏گیری از روش نظریۀ ‏زمینه‏ای‏ بررسی شدند.
«هویت آشفته»، «هویت بلاتکلیف»، «هویت ناقص» و «هویت رشدیافته»، مقولات عمده‏ای هستند که از درک ایشان از هویت جنسیتی در سه مرحلۀ پیش از آگاهی از تراجنسی ‏بودن، فاصلۀ بین آگاهی تا عمل جراحی و پس از عمل جراحی استخراج شده‏ و درنهایت به انتزاع مقولۀ نهایی «هویت‏یابی مطرود»، به‏عنوان پاسخی به چیستی ادراک شرکت‏کنندگان از هویت جنسیتی خود ختم شده‏اند.
یافته‏ ها حاکی از آن است که در جریان دیالکتیک شناسایی درون و برون و در مرحلۀ «آشفتگی» و «بلاتکلیفی» هویت، بازخوردهای طرداندود که هویت موردادعای ترنس را نمی‏پذیرند، سویۀ غالب دیالکتیک فوق را تشکیل می‏دهد. در وضعیت «هویت ناقص» نیز وضع به همین منوال است و تلاش فرد برای جای گرفتن در یکی از قالب‏های پذیرفته‌شدۀ زن یا مرد و سعی در راستای پاک کردن رد ترنس بودن، به بازتولید ساختار و گفتمان هویتی منجر می‏شود که او را طرد می‏کند. به نظر می‌رسد در شرایط هویت رشدیافته است که عاملیت فرد مجال می‏یابد در راستای مقاومت در برابر گفتمان‏جنسیتی‏ دوتایی و طردکنندۀ حاکم، قد علم کند، خود را فراتر و بیش از جنسیت هویت‏یابی کند یا به‏طور متقابل چنین گفتمان هویتی را طرد و بر گفتمان غیردوتایی تأکید کند.

شکل گیری گفتمانی شادی در ایران

دوره 14، شماره 1، بهار 1399، صفحه 42-65

https://doi.org/10.22034/jss.2020.242372

زهرا زوار موسوی، مریم قاضی نژاد، منصوره اعظم آزاده

چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائة تحلیلی از ظهور گفتمانی شادی، درصدد است تا به این مسئله در وضعیت ایران پاسخ دهد که چگونه شادی، در هیئت مسئله ای مذهبی، درون عقلانیت حکومتی قرار گرفت. بر این اساس، پیوند گفتمان فقهی با کردار حکمرانی اهمیت خواهد یافت؛ چراکه از آن پس، شادی به عنوان یک حقیقت تمام عیار حقوقی، مذهبی و سیاسی ظهور کرده است. در این راستا و برمبنای الگوی فوکویی تبارشناسی، این پرسش مطرح میشود که چه نوع بسترهای تاریخی، ترسیم چشم اندازی فقهی را در اقتصاد گفتمانی شادی، ممکن کرد؟ روش انجام پژوهش حاضر، تحلیل گفتمان فوکویی است؛ لذا جعبه ابزار تحلیلی مورد استفاده قرار میگیرد که برگرفته از رویکرد تاریخی فوکو در تحلیل گفتمان است. مطابق با یافته ها، میتوان آغاز حکمرانی سیاسی مبتنی بر فقه را در عصر صفویه، نقطة عطف اصلی دانست که از آن پس، عقلانیت جدید شادی از طریق به کارگیری مجموعه ای از تکنیکها، ممکن شد. تفکیک سازمانی، فراخوانی مجتهدان شیعی و اعطای مناصب قضایی- سیاسی به آنها، اعطای سیورغال و واگذاری موقوفات، از تکنیک های مهم به کار رفته است. این سامانه، به داشتن مناسبات ابزاری هرچه بیشتر با گفتمانهای مبتنی بر نفوذ، گرایش دارد.