نویسنده = بوستانی، داریوش

ادراک و تجربه دانش‌آموزان از خشونت در مدرسه: علل و زمینه‌ها

دوره 19، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 106-132

https://doi.org/10.22034/jss.2026.2068725.1915

شکیلا اکبری، داریوش بوستانی

چکیده زمینه و هدف: پژوهش حاضر با رویکردی کیفی به واکاوی زمینه‌های بروز خشونت در مدارس ابتدایی از منظر دانش‌آموزان پایه سوم و چهارم در شهر شیراز می‌پردازد. باوجود نقش تعیین‌کننده‌ی مدرسه در جامعه‌پذیری، این فضا هم‌زمان بستر شکل‌گیری انواعی از روابط قدرت، انضباط و تعاملات روزمره نیز هست که می‌تواند زمینه‌ساز تجربه‌های متفاوتی برای کودکان باشد. این تحقیق تلاش کرده است با تمرکز بر ادارک کودکان به‌عنوان کنشگران فعال فضای آموزشی، که در مطالعات پیشین عمدتاً نادیده گرفته شده‌اند، و با هدف پر کردن خلأ پژوهشی ناشی از کمبود مطالعات کیفی جامعه‌شناختی، تصویری واقع‌گرایانه و چندوجهی از پدیده خشونت در مدرسه ارائه دهد.
روش و دادهها: پژوهش با روش‌شناسی کیفی و در میدان تحقیق شهر شیراز انجام شد. اطلاعات از طریق مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته با ۱۸ دانش‌آموز (دختر و پسر) مقطع سوم و چهارم ابتدایی گردآوری گردید. مشارکت‌کنندگان با حداکثر تنوع از نظر پایگاه اجتماعی و اقتصادی و با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و در دسترس انتخاب شدند. برای تحلیل اطلاعات از روش تحلیل مضمون استفاده شد؛ بدین ترتیب که ابتدا کدگذاری اولیه صورت گرفت و سپس مضامین پایه، سازمان‌دهنده و فراگیر استخراج شدند. برای کسب اطمینان از صحّت داده‌ها از استراتژی بررسی توسط اعضا استفاده گردید.
یافتهها: تحلیل مضامین به شناسایی شش مقوله‌ی اصلی انجامید و یافته‌ها در شش دسته اصلی سازمان یافتند: شلوغی فضای آموزشی، قوانین انعطاف‌ناپذیر، ویژگی‌های معلّم، ساختار فیزیکی خشونت‌زا، کودک‌ستیزی نظام‌مند و ناهماهنگی مسئولان مدرسه.
بحث و نتیجهگیری: یافته‌ها نشان می‌دهند که خشونت در مدرسه پدیده‌ای چندوجهی و درهم‌تنیده است که در نتیجه ارتباط عوامل ساختاری، فرهنگی و بین‌فردی شکل می‌گیرد. این یافته‌ها مؤید آن‌اند که تجربه خشونت در محیط آموزشی، امری گسسته و تصادفی نیست بلکه در بستری از مناسبات قدرت، کلیشه‌های فرهنگی و ساختارهای تاریخی آموزش بازتولید می‌شود . برهم کنش این عوامل منجر به بازتولید خشونت به اشکال نمادین، ساختاری و مستقیم در محیط مدرسه می‌شوند که ضرورت بازنگری در سیاست‌ها و ساختارهای تربیتی موجود را با توجه به صدای کودکان به عنوان محور اصلی گوشزد می‌کند.

واکاوی کیفی هنجارها و باورهای تسهیل کننده بزهکاری در میان نوجوانان کهنوج

دوره 17، شماره 1 (ویژه نامه کرمان)، بهار 1402، صفحه 97-118

https://doi.org/10.22034/jss.2023.555969.1700

میثم لورگی، داریوش بوستانی

چکیده این پژوهش به دنبال شناسایی و فهم بسترها و فرآیندهای تسهیل ­کننده بزهکاری در میان نوجوانان شهرستان کهنوج است.روش ­شناسی پژوهش، نظریه زمینه ­ای بوده است. مشارکت کنندگان، 30 نفر از نوجوانان شهرستان کهنوج بوده که با روش شیوه نمونه­ گیری هدفمند و راهبرد حداکثر تنوع و همچنین نمونه ­گیری نظری انتخاب شدند. داده ­ها به وسیله مصاحبه عمیق نیمه ­ساختار یافته جمع ­آوری شد.
داده‌ها با سه استراتژی کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. تجریه و تحلیل داده‌ها منجر به خلق 10مقوله اصلی و یک مقوله هسته گردید، که عبارتند از: بارانداز بودن منطقه و دسترسی آسان، بافتار جرم زا و جامعه پذیری جرم، ادراک محرومیت و توسعه نیافتگی، تبارهای هویت بخش، استعاره و اسطوره‌های بزهکاری، باورهای عامیانه تسهیل ­کننده، شبکه­ های اجتماعی و بازتولید بزهکاری، ناکامی منزلتی و مقاومت شکننده، مرزهای مبهم قانون و خرده ­فرهنگ بزهکاری. در نهایت مقوله هسته نیز عبارت است از: "برساخت و هم ­افزایی بزهکاری"