تبارشناسی سیاستگذاری فرهنگی امنیتمدار در ایران
دوره 16، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 3-26
https://doi.org/10.22034/jss.2023.555761.1699
احمد جعفری، سید حسین سراج زاده، ابراهیم توفیق
چکیده از منظر گفتمان فرهنگی امنیتمدار، فرهنگ برای حکومت اهمیت راهبردی دارد، چون با امنیت و توسعۀ جامعه پیوند خورده است. از این نظر، مهندسی فرهنگی برای خلق ملتی یک پارچه اساسی است. ملتی که توانایی احیای تمدن نوین اسلامی در آینده را داشته باشد. اساساً، این گفتمان اعضای جمعیت را به صورت مادۀ خامی برای ملت-سازی میبیند و اگر چنین چیزی در افراد به چشم نخورد مایۀ نگرانی خواهد بود. ذیل این گفتمان، دستگاه سیاستگذاری فرهنگی سازوکار مناسبی برای تبدیل افراد به سوژههای منقاد است. در پژوهش حاضر، روش تبارشناسی برای فهم شرایطی به کار میرود که شکلگیری این گفتمان را ممکن کرده است. یافتهها حاکی از آن هستند که شکست دولت در خلق سوژههای منقاد به غلبه یک رویکرد محافظهکار در سیاستگذاری فرهنگی منجر میشود. به صورت ساختاری، توانایی دولت برای خلق سوژههای مطلوب، به ظرفیت آن برای تامین رفاه شهروندان بستگی دارد؛ اما در دوران پس از جنگ، اصلاحات اقتصادی مبتنی بر تعدیل ساختاری و پایبندی دولت به پس کشیدن از سیاست اجتماعی، به طرد اجتماعی گسترده منتهی شد. در نتیجه، توانایی سوژهسازی دولت به شدت تضعیف شد. در این شرایط، واقعیت اجتماعی به چشم نخبگان سیاستگذار به صورت تهدید دیده شد. در مواجهه با این تهدید، تمایل دولت برای امنیتیسازی و پلیسیسازی سیاستگذاری فرهنگی افزایش یافت.
