نویسنده = ایمانی‌جاجرمی، حسین

تحلیل گفتمان انتقادی سیاست‌های اجتماعی توسعه مناطق مرزی

دوره 17، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 105-131

https://doi.org/10.22034/jss.2024.1972414.1737

حسین میرزایی، حسین ایمانی جاجرمی، حامد شریف پور

چکیده مناطق مرزی ایران علاوه بر شکاف طبقاتی از بی‌عدالتی فضایی منطقه‌ای هم رنج می‌برند. در حوزه عدالت اجتماعی و عدالت فضایی شهری تحقیقات کمی زیادی در رشته‌های مختلف علوم اجتماعی، برنامه‌ریزی شهری و...صورت گرفته است اما «عدالت فضایی منطقه‌ای» مورد غفلت واقع‌شده است.
این پژوهش به بررسی سیاست‌های اجتماعی در خصوص توسعه مناطق مرزی با تأکید بر عدالت فضایی منطقه‌ای با روش کیفی تحلیل گفتمان انتقادی با  رویکرد ترکیبی فر کلافی – لاکلاو و موف در سطوح توصیف، تفسیر و تبیین می‌پردازد.
در برنامه‌های توسعه 5 ساله بعد از انقلاب درخصوص توسعه مناطق مرزی به جزء ماده 204 از برنامه‌ی پنجم توسعه که به سرمایه‌گذاری و معیشت پایدار مرزنشینان و شهرک‌های صنعتی مرزی می‌پردازد، ماده و تبصره دیگری در خصوص توسعه مناطق مرزی وجود ندارد. برنامه‌های توسعه‌ بعد از انقلاب، متأثر از گفتمان‌های لایه‌بندی شده‌ای هستند که در لایه‌ی بالایی، فرا گفتمان ثابت حکومتی انقلاب اسلامی و در لایه میانی گفتمان‌های متغیر دولتی و در لایه‌ درونی، گفتمان‌های توسعه‌ای وجود دارد که دال‌های شناور را حول دال مرکزی خود مفصل‌بندی می‌کنند و یک نظم گفتمانی را به وجود می‌آورند که توسعه مناطق مرزی با تأکید بر عدالت فضایی منطقه‌ای را صورت‌بندی می‌کند. در این سیاست‌های اجتماعی متأثر از صورت‌بندی ایدئولوژی- گفتمانی، عدالت پسینی و توزیعی بیشتر از عدالت پیشینی و فرایندی موردتوجه واقع‌شده است. در صورتی که توسعه مناطق مرزی ایران با تأکید بر عدالت فضایی منطقه ای، نیازمند رویکرد ترکیبی عدالت فرایندی – توزیعی  و حاکمیت نظم گفتمانی تکاملی به جای تقابلی است.
 

تحلیل کیفی بُعدِ اجتماعی مدیریت متمرکز روستایی، از مشروطه تا اصلاحات ارضی: مطالعة روستاهای حاشیة زاینده‌رود در بخش گرکن جنوبی شهرستان مبارکه

دوره 12، 1(ویژه جامعه شناسی روستایی)، بهار 1397، صفحه 54-81

شاپور سلمانوندی، حسین ایمانی‌جاجرمی، مهدی طالب

چکیده بیش از نیم‌قرن متمرکزشدن و یک‌پارچگی ادارة امور روستاها، از دوران مشروطه تا اصلاحات ارضی، می‌گذرد. هدف مطالعة حاضر، شناخت نحوة سامان‌بخشی امور روستا در دورة گسترش نظام مالکیت زمین، از مشروطیت تا انجام برنامة اصلاحات ارضی، است. روش این پژوهش کیفی است و با استفاده از تحلیل موضوعی داده‌های حاصل از اسناد و مصاحبه‌ها تجزیه و تحلیل شده است. جامعة آماری این تحقیق روستاهای بخش گرکن جنوبی شهرستان مبارکه است. به‌منظور گردآوری اطلاعات، با پنجاه‌نفر از مطلعان کلیدی درباب مدیریت روستا مصاحبه شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که مالکیت زمین با لغو تیول‌داری گسترش و رسمیت یافت که پیامد آن شکل‌گیری تمرکز مدیریت بر امور روستا بوده است. از یافته‌های مهم این تحقیق شناخت مدیریت متمرکز روستا با عاملیت مالک در ادارة امور روستا در حوزه‌های مدیریت آب،  سامان بخشی نظم، انضباط و امنیت در روستا، مدیریت ارتباطات، مدیریت عوامل تولیدی و نیز حمایت مالک از روستاییان، به‌ویژه در ساخت راه‌ها و مدرسه‌ها و مکان‌های عمومی است. از دیگر یافته‌های این تحقیق این است که مالک کدخدا را در فرآیندی پیچیده انتخاب می‌کرد، تأیید دولت و پذیرش روستاییان از دیگر شروط کدخدایی بود. نتیجة این تحقیق نشان می‌دهد که مصالحه‌گری، کلیت‌نگری، حمایت‌گری، تجربه‌گرایی، دخالت دولت در کمترین میزان، و فقدان بوروکراسی مهم‌ترین تعیین‌کننده‌های اجتماعی دورة تمرکز مدیریت روستا در حدفاصل زمانی مشروطه تا انجام برنامة اصلاحات ارضی بوده‌اند.