نویسنده = حسین افراسیابی

بازتولید سلطه جنسیتی و فرسایش صمیمیت زناشویی: ارائه مدل فرایندی چرخه پیوندآفرینی مراقبتی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 شهریور 1405

https://doi.org/10.22034/jss.2026.2094673.1970

مهسا میرحسینی، سیدعلیرضا افشانی، حسین افراسیابی، ملیحه علی‌مندگاری

چکیده زمینه و هدف: صمیمیت زناشویی یکی از مؤلفه‌های اساسی کیفیت روابط زوجی و بهزیستی خانواده است، بااین‌حال، سازوکارهای اجتماعی و رابطه‌ای مؤثر بر فرسایش آن کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند. پژوهش حاضر با هدف تبیین فرایند بازتولید سلطه جنسیتی و چگونگی پیوند آن با فرسایش صمیمیت زناشویی انجام شد. روش و دادهها: . این پژوهش با رویکرد کیفی و روش نظریه داده‌بنیاد سازه‌گرایانه چارمز انجام گرفت. مشارکت‌کنندگان ۲۹ نفر از زنان و مردان متأهل شهر یزد بودند که با نمونه‌گیری هدفمند و حداکثر تنوع انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری و با استفاده از کدگذاری اولیه، متمرکز و نظری، مقایسه مستمر و یادداشت‌نویسی نظری تحلیل شدند. یافتهها: یافته‌ها نشان داد که سلطه جنسیتی به‌طور مستقیم موجب کاهش صمیمیت زناشویی نمی‌شود، بلکه از طریق فرایندی تدریجی و انباشتی عمل می‌کند. بازتولید هنجارهای جنسیتی و روابط نابرابر قدرت، ظرفیت زوجین برای نیازشناسی و پاسخ‌دهی مراقبتی را محدود می‌سازد، این اختلال به تضعیف بازشناسی متقابل و ادراک عدالت رابطه‌ای و در نهایت به فرسایش سرمایه عاطفی و کاهش صمیمیت می‌انجامد. بر پایه این یافته‌ها، مدل فرایندی فرسایش چرخه پیوندآفرینی مراقبتی مفهوم‌پردازی شد. بحث و نتیجهگیری: این مدل نشان می‌دهد که صمیمیت زناشویی در چرخه‌ای پویا از نیازشناسی، پاسخ‌دهی مراقبتی، بازشناسی متقابل و عدالت رابطه‌ای شکل می‌گیرد و اختلال در این چرخه، آن را از مسیر پیوندآفرینی به مسیر فرسایش سوق می‌دهد. دستاورد اصلی پژوهش، ارائه تبیینی فرایندی از چگونگی تبدیل روابط نابرابر قدرت به فرسایش تدریجی پیوند عاطفی در زندگی زناشویی است.

روایت مادران از آموزش مجازی فرزندان پایه اول در دوران همه گیری ویروس کرونا

دوره 17، شماره 1 (ویژه نامه کرمان)، بهار 1402، صفحه 51-72

https://doi.org/10.22034/jss.2023.2007795.1781

زهرا قاسم زاده، حسین افراسیابی

چکیده همه­ گیری ویروس کرونا در ایران مانند سایر کشورهای جهان تعطیلی کلاس ­های حضوری مدارس و پیگیری آموزش به صورت مجازی را به دنبال داشت. دانش ­آموزان مقطع ابتدایی برای استفاده از آموزش نیاز به همراهی والدین داشتند. این امر در مورد دانش ­آموزان پایه اول به دلیل نداشتن آشنایی قبلی با مدرسه و امور درسی، دشوارتر بوده و مسئولیت آموزش ­شان بر عهده مادران قرار گرفت که قرار بود علاوه بر نقش­ مادری، نقش ­معلمی را هم بر عهده بگیرند. پژوهش حاضر به بررسی روایت­ های این گروه از مادران در شهر کرمان با رویکرد کیفی و روش روایت ­پژوهی می­پردازد. گردآوری داده ­ها با استفاده از مصاحبه روایی  بوده و تحلیل به روش تحلیل تماتیک در نرم افزار مکس کیودا صورت گرفته است. پنج تم اصلی از داده ­های پژوهش به دست آمد که بازگو­کننده روایت ­های مادران از این دوران است. این تم­ ها عبارتند از: حمایت ناقص اطرافیان، گران ­باری نقش، احساس فرسودگی مادران، پروبلماتیک فرزندان در آموزش­ مجازی و محاسن فرا آموزشی.