نویسنده = بهمنی، سجاد

واکاوی تجارب معلم‌ها و دانش‌آموزان استان لرستان پیرامون آموزش مجازی در بستر شبکۀ شاد• (مطالعۀ کیفی با روش نظریۀ داده‌بنیاد)

دوره 16، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 3-27

https://doi.org/10.22034/jss.2023.528367.1520

سجاد بهمنی، معصومه باقری، مژگان پیرک

چکیده از زمان گسترش ویروس کرونا در سطح جهان به‌تبع سایر بخش‌های مختلف، نظام آموزش و پرورش و امر تحصیل نیز با چالش و مشکلات بسیاری مواجه شده، به‌طوری که امروزه آموزش برخط جایگزین آموزش حضوری در سایر مدارس و مؤسسات آموزشی و علمی شده است. در استان لرستان نیز همچون سایر مناطق شهری و روستایی ایران، امر آموزش در بستر شبکۀ شاد در حال تداوم است. در جهت مداقه در تجارب ذینفعان تعلیم و تربیت مجازی، این پژوهش به‌دنبال فهم تجارب معلم‌ها و دانش‌آموزان دربارۀ آموزش مجازی در شبکۀ شاد است. روش مورد استفاده در این پژوهش، نظریۀ داده‌بنیاد است. داده‏های این پژوهش از طریق مصاحبۀ عمیق و شیوۀ نمونه‏گیری هدفمند  ـ نظری با 22 نفر از ذینفعان مرتبط با این پدیده گردآوری و جهت تحلیل داده‏ها از پنج شیوۀ کدگذاری باز و تشخیص مفاهیم، توسعۀ مفاهیم در جهت ابعاد و ویژگی‌ها، تحلیل داده‌ها برای زمینه، وارد کردن فرایند به تحلیل و یکپارچه‌سازی مقولات استفاده شد. بعد از کدگذاری، دوازده مقولۀ اصلی از داده‌ها پدیدار شد که هریک از مقوله‌ها به‌صورت کامل با استناد به متن مصاحبه‌ها مورد تحلیل قرار گرفته‌اند. پاردایم ظهوریافته شامل سه بُعد شرایط، کنش ـ تعامل‏ها و پیامدهاست که در بُعد شرایط شامل تعطیلی مدارس به‌دلیل گسترش ویروس، اجباری شدن آموزش برخط، غفلت از روش تدریس برخط در برنامۀ درسی تربیت معلم، چالش فرهنگیان برای ضبط صدا و تصویر در خانه، شکاف دانش والدین و محتوای کتب دانش‌آموزان و در بُعد کنش ـ تعامل شامل چالش خانواده در تأمین تجهیزات مجازی، چالش تأمین هزینۀ بسته‌های اینترنت، گریز مستمر دانش‌آموزان از شبکۀ شاد به سایر شبکه‌های اجتماعی و در بُعد پیامدها شامل یادگیری پایین، تغییر کیفیت تعامل دانش‌آموز و معلم در کلاس برخط شکل گرفته‏اند.

ارائۀ مدل پارادایمی مهاجرت به محلات حاشیه نشین کوی علوی و حصیرآباد اهواز (مطالعۀ کیفی با روش نظریۀ داده بنیاد

دوره 15، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 72-92

https://doi.org/10.22034/jss.2021.249337

حسین ملتفت، سجاد بهمنی

چکیده این مطالعۀ کیفی با هدف کاوش میان ذهنیت مهاجران واردشده به دو محلۀ
حاشیه نشین اهواز و ارائۀ یک مدل پارادایمی از کنش های آنان و شرایط و
پیامدهای مرتبط به انجام رسیده است. روش مورداستفاده در این پژوهش نظریۀ
داد هبنیاد بوده است. داد ههای این پژوهش از طریق مصاحبۀ عمیق و شیوة
نمونه گیری هدفمند  نظری در شهر اهواز گردآوری و جهت تحلیل داد هها از پنج
شیوة کدگذاری باز، توسعۀ مفاهیم، وارد کردن زمینه، وارد کردن فرایند و
یکپارچه سازی مقولات استفاده شد. داده های گردآور یشده در قالب شش مقولۀ
عمده و یک مقولۀ هسته کدگذاری و تحلیل شدند. مدل پارادایمی ارائ هشده
شامل سه بعد شرایط، کنش  تعامل ها و پیامدهاست که در بخش شرایط شامل
رسانۀ شهرگرا، آرمان گرایی و ایدئالیسم، دگرگونی ایستارها و نگرش ها؛ در بخش
کنش- تعامل شامل مهاجرت در جهت راح تطلبی مصر فگرایانه/ شغلی؛ و در
بخش پیامد شامل تقویت اقتصاد غیررسمی است که حول یک مقولۀ هسته به نام
مهاجرت به مثابۀ کنشی افق گشایانه شکل گرفته اند.