تحلیل جامعه شناختی مؤلفه های قدرت در بستر مشروطه: کنکاشی در مسأله تمایز طبقاتی "عوام" از "خواص"
دوره 17، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 109-129
https://doi.org/10.22034/jss.2024.541481.1612
فاطمه نصرالهی
چکیده بررسی نقش مؤلفه های قدرت در تداوم تمایز بین طبقه اجتماعی عوام از خواص در دوره مشروطه به عنوان اولین تجربه ملت ایران در داشتن حکومت قانون، مسأله اصلی این پژوهش است. رویکرد پژوهش تحلیلی است و دادهها براساس ساختارگرایی تکوینی بوردیو مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرند. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که در ایجاد یک مفهوم و شکل دادن به ذهنیت ها، نوع گفتمان حاکم بر جامعه، منش، خُلق و خوها و عادات واره ها در کنار ابعادگوناگون قدرت سیاسی و اقتصادی نقش اثرگذاری دارد و لزوماً برای ایجاد یا تثبیت یک وضعیت در جامعه این تنها قدرت ابزاری نیست که اثر بخشی دارد بلکه از آنجا که سلطه اجتماعی هرگز و برای همیشه تضمین شده نیست به همین دلیل همیشه باید با نوعی تلقین همراه است و این تلقین در قالب گفتمان و خلق مفاهیم شکل میگیرد. از این رو ما شاهد تداوم تمایز جامعه عوام از جامعه خواص در دوره مشروطه هستیم که یکی از پیامدهای آن ناکامی نظام مشروطه در اجرای برابری قانون برای آحاد ملت ایران بود.
