الگوی تعاملات و ارتباطات در اجتماع علمی جامعهشناسی در دانشگاههای تهران (مورد مطالعه: شبکۀ تیمهای داوری پایاننامهها و رسالههای رشته جامعهشناسی)
دوره 17، 3 (ویژه نامه تحلیل شبکه های اجتماعی)، پاییز 1402، صفحه 33-64
https://doi.org/10.22034/jss.2024.2011049.1797
بهاره آروین، فاطمه تبرزه
چکیده جریان اصلی پژوهشهایی که درصدد توصیف و تببین وضعیت نامطلوب جامعهشناسی در ایران بودهاند، به ضعف تعاملات و ارتباطات علمی میان پژوهشگران این رشته و در یک کلمه، به ضعف اجتماع علمی به عنوان عامل اصلی وضعیت نامطلوب جامعهشناسی در ایران اشاره کردهاند. این درحالی است که این پژوهشها یکی از پرتراکمترین زمینههای ارتباطات علمی در این رشته یعنی پیوندهای شکلگرفته از خلال حضور در تیمهای داوری پایاننامههای کارشناسی ارشد و دکتری را بهکل نادیده گرفتهاند. پژوهش حاضر در پی توصیف و تبیین شبکۀ پیوندهای تیمهای داوری پایان نامه ها بوده است. برای این منظور پایاننامههای ارائه شده در گروههای جامعهشناسی دانشگاههای تهران، تربیتمدرس، علامه طباطبایی، شهید بهشتی و الزهرا از سال 1380 تا سال ۱۳۹۵ ثبت شده و اطلاعات مربوط به ویژگیهای زمینهای و متغیرهای شناختی اعضای تیمهای داوری این پایاننامهها و حوزۀ موضوعی هر یک از آنها گردآوری شد. در این پژوهش از نرمافزار R برای تحلیل دادهها در جهت توصیف و تبیین شبکه استفاده شده است. یافتههای این پژوهش نشان داد که ساختار ارتباطی تیمهای داوری تمرکزگرا است و این تمرکزگرایی تاحدی با برخی ویژگیهای زمینهای اعضای شبکه شامل دانشگاه محل کار، گروه محل کار و دانشگاه محل اخذ مدرک دکتری و نیز با برخی عوامل شناختی شامل حوزۀ تخصصی پژوهشی، حوزۀ موضوعی پایاننامههایی که در آنها حضور داشتهاند و نیز تنوع موضوعی این پایاننامهها قابل توضیح است.
ویتگنشتاین، هایک، گادامر: درآمدی بر نوعی روششناسی تلفیقی در علوم اجتماعی
دوره 5، شماره 2، تابستان 1390، صفحه 6-30
بهاره آروین
چکیده هدف این مقاله، بهدستدادن اصولی از نوعی روششناسی تلفیقی در حوزة علوم اجتماعی است که برمبنای خوانش آرای ویتگنشتاین، هایک و گادامر در افق فکری یکدیگر شکل گرفته است. در ابتدا و پس از بیان مسئله و ضرورت پرداختن به آن، ادبیات بحث بهطور خلاصه مرور شده است و سپس بهطور اجمالی امکان تلفیق آرایاین سه متفکر مورد بحث قرار گرفته است. این امکان با مرور شش شباهت مهم در قالب معادلیابی واژگان کلیدی هر متفکر در بازی زبانی متفکران دیگر مورد بحث قرار گرفته است، این شباهتها عبارتاند از: وجود بستر اجتماعی قاعدهمند در پسزمینة کنشهای فردی؛ اصالت فعالیت عملی و ناآگاهانه درمقابل فعالیت نظری و آگاهانه؛ کاربرد استعارة بازی به معنای حفظ وجهی از عاملیت در بستر ساختار؛ آغاز از مبنایی سوبژکتیویستیدر عین دستیابی به عینیتی فراتر از افراد؛ محدودیت شناخت و رد موضع ناظر؛ و درنهایت، تلاش برای بهدستدادن معیاری به منظور پرهیز از نسبیگرایی. این شباهتها همزمان اصول بنیادین روششناسی تلفیقیِ پیشنهادی را نیز شکل دادهاند. در آخرین قسمت مقاله، این اصول در پاسخ به پرسشهای سهگانة چیستی موضوع علوم اجتماعی، چگونگی مطالعة آن (الزامات روششناختی) و هدف از انجام یک مطالعة اجتماعی مورد تصریح و صورتبندی قرار گرفتهاند. بر این مبنا، موضوع علوم اجتماعی «نظمهای زبانی ـ تاریخی» عنوان شده است که در آن نظم به تعبیر هایک، زبانیبودن به تعبیر ویتگنشتاین و تاریخیبودن به تعبیر گادامر به کار رفته است و هدف از انجام یک مطالعة اجتماعی، «انکشاف» این نظمها به تعبیر هایدگری - گادامری کلمه و همچنین بهدستدادن پیشبینیهای محدود برمبنای این انکشاف عنوان شده است؛ برمبنای این موضوع و هدف، الزامات روششناختیِ انجام یک مطالعة اجتماعی نیز مورد بحث قرار گرفته است.
