برساختن مدلی برای فهم «طرد/شمولیت» در رژیم سیاستگذاری اجتماعی شهری
دوره 18، شماره 1، بهار 1403، صفحه 51-79
https://doi.org/10.22034/jss.2025.1986366.1752
جمال رشیدی
چکیده بدون ارجاع به نئولیبرالیسم شهری، جامعه تودهای و دموکراسی شهری در ایران، و اینکه چگونه گروههای بیصدا/کمقدرت از چرخه سیاستگذاری شهری حذف میشوند، نمیتوان تصویر معتبری از رژیم سیاستگذاری اجتماعی شهری بهدست داد. نگاهی انتقادی به بسترهای سازنده شهر لازم است تا بتوان مکانیسمهای طردکننده را رویتپذیر کرد که تاکنون مورد غفلت بوده است. در این مقاله به مدد نظریه زمینهای، سعی شده مدلی از دل دادههای کیفی و کمی گردآوریشده از تجربه زیسته، تحلیل محتوا و تحلیل مضمونی برای گردآوری دادههای تاریخی، دادههای ثانویه و آمار موجود و محتوای روزنامهها، برساخته شود تا چگونگی طرد اجتماعی گروههای مختلف را توضیح دهد.
وضعیت ساختیافته همپیوند بین بسترهای «جامعه نامتکثر»، «دموکراسی شهری تودهای» و «اقتصاد سیاسی نئولیبرال شهری»، تعیینکنندهترین امر در رژیم سیاستگذاری اجتماعی شهری هستند که عموماً منافع گروههای ذیقدرت را تامین و نیازها و اقتضائات گروههای بیصدا/کمقدرت را نادیده میگیرد و بدینسان نابرابریهای اجتماعی-اقتصادی ساختیافته را بازتولید و تشدید میکند. وجود جامعه مدنی تضعیفشده و همراستایی منافع مدیریت شهری با طبقه ملاک شهری نیز از مهمترین ویژگیهای رژیم سیاستگذاری اجتماعی شهری در کلانشهر تهران است.
