شرایط نامتعین و راهبردهای جوانان در مدیریت ازدواج
دوره 14، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 26-53
https://doi.org/10.22034/jss.2020.244227
سیدمحسن بنی جمالی، سهیلا صادقی فسایی
چکیده مقالۀ حاضر میخواهد دریابد در شرایط پرتغییر و نامتعین اقتصادی و اجتماعی چگونه جوانان گذار به ازدواج را مدیریت و راهبری میکنند. نیز مطالعه به دنبال آن است تا از پس دریافت راهبردهای جوانان در مدیریت ازدواج دریابد که آیا آنچنان که گیدنز[1] میگوید، راهبرد و برنامه، ویژگی عصری جوانان امروز شده است یا آن گونه که لِکّاردی[2] مطرح میکند، اساساً عصر تجربۀ راهبرد و برنامه، «بهسرآمده» مینماید. دادههای حاصل از 21 مصاحبۀ نیمهساختاریافته با زنان و مردان جوان مجرد و متأهل در سطوح سنّی و طبقاتی مختلف، در این مطالعه با روش کیفی مورد تحلیل مضمونی قرار میگیرند. مطالعه مطرح میکند که انواع راهبردهای جوانان در مدیریت ازدواج، راهبردهای فعالانه، منفعلانه، منعطف، و یا ترکیبی از آنها است. نیز بهکارگیری انواع و ترکیبی از راهبردهای مختلف و منعطف در مدیریت ازدواج آشکار میسازد که هر فرد، متناسب با موقعیت و نیز منابعِ در اختیار، انطباق و انعطافپذیریِ مخصوص به خود را رقم میزند و از این بابت رویّهای خاص خود در مدیریتِ موقعیت ابداع میکند؛ امری که میتواند نشانۀ فردی شدن بیشتر مدیریت ازدواج باشد. این البته در حالی است که مدیریت ازدواج همچنان تحت تأثیر متغیرهای ساختاری مثل جنسیت و طبقه است. مطالعه نشان میدهد که هرچند گیدنز برنامهریزی راهبردی زندگی را به عنوان جهانبینی مسلّط عصری میداند و زندگی در جامعۀ پرمخاطره را به معنای زندگی با نگرشی حسابگرانه معرفی میکند امّا چنین تسلطی از برنامهریزی حسابگرانه در کنشهای جوانان و در مدیریت ازدواج مشاهده نمیشود. نیز مطالعه، درست بر خلاف لِکّاردی که زندگینامه را امری در حال ساخته شدن به وسیلۀ آزمون و خطا میداند و اجرای آن را در متن و مسیری کاملاً نامتعین و پیشبینیناپذیر و فاقد اهداف روشن فرض میکند، بیان میدارد که جوانان همچنان چشماندازهای روشنی در زندگی دارند. بدین ترتیب جوانان نه آنچنان حسابگرانه رفتار میکنند و نه ایدۀ برنامهریزی و راهبرد را یکسره به دور میریزند.
[1] Anthony Giddens
[2] Carmen Leccardi
آزار جنسی در محیط کار تهدیدی بر امنیت اجتماعی
دوره 7، شماره 2، تابستان 1392، صفحه 87-111
سهیلا صادقی فسایی، مهسا لاریجانی
چکیده آزار جنسی علیه زنان در محیط کار از جملۀ جرایمی است که امنیت زنان شاغل را به خطر
می اندازد و پیامدهای زیان باری برای زنان به بار می آورد. زنان معمولاً به دلیل ترس از
دریافت برچسبهای ناروا، ازدست دادن شغل، بی آبرویی و انزوا درمقابل این جرایم سکوت
میکنند و در بهترین حالت سعی میکنند محیط کار خود را عوض کنند و در بدترین وجه
ممکن است تسلیم خواسته های مجرمان گردند.
در مقالۀ حاضر که مبتنی بر تحقیقی کیفی است سعی کردیم با استفاده از مصاحبه های
عمیق با زنان شاغل در شهر تهران، به سه عنصر ویژگیهای مجرمان، قربانیان آزار جنسی و
محیطهای وقوع آزار جنسی و کمبود نظارت بر آنها بپردازیم. در ادامه نیز نقش پلیس زن را
در کشف جرایم خاموش علیه زنان و پیشگیری از آنها بررسی کرده ایم.
یافته های این تحقیق براساس مصاحبه های عمیق با 27زن شاغل 71تا 32ساله در
شهر تهران به دست آمده است.
نتایج حاصل از بررسیهای کیفی نشان میدهد، قربانیان آزار جنسی عمدتاً زنان جوان
و تحت سلطهای هستند که ازسوی رؤسا و مردان دارای قدرت و منزلت بالاتر مورد آزار
جنسی واقع میشوند. آنان عمدتاً در بخشهای خصوصی فاقد نظارت و کنترل مورد آزار
واقع شده اند. حضور پلیس زن و حمایت از زنان شاغل و اصلاح رویه های شکایات قانونی
میتواند گامهای مهمی برای کاهش آزار جنسی و ایجاد امنیت در محیط کار باشد
موقعیت اخلاقی نخبگان نظام اداری در ایران
دوره 7، شماره 2، تابستان 1392، صفحه 112-134
سهیلا صادقی فسایی، مهسا لاریجانی، ابوتراب طالبی
چکیده وضعیت اخلاقی نظام اداری در ایران از ابعاد مختلف درخور بررسی است. چگونگی
"تعریف موقعیت نخبگان نظام اداری" از نظر اخلاقی یکی از مهمترین ابعاد این موضوع
است. درک و تعریف اخلاقی موقعیت نخبگان نظام اداری در طول زمان شکل گرفته و
تأثیرات پایداری در نظام بروکراسی و تعامل افراد با آن برجای میگذارد. این مقاله
درصدد است تا ازطریق بررسی چگونگی تعریف جوانان از عملکرد اخلاقی نخبگان نظام
اداری، به ارزیابی وضعیت اخلاقی نظام اداری در ایران بپردازد. پرسش اصلی این است
که افراد جامعۀ ما عملکرد اخلاقی نخبگان نظام اداری را چگونه ارزیابی میکنند؟ آیا
عقیدهای جمعی در این زمینه وجود دارد؟ و دست آخر اینکه آیا تعاریف غالب عموماً
اخلاقی است یا غیراخلاقی؟
چارچوب مفهومی مقاله با استفاده از نظریههای پدیدارشناسی، سرمایۀ اجتماعی و
نظریه های کنش با تأکید بر وجوه فرهنگی و اخلاقیِ امر اجتماعی تدوین شده است.
دادههای مورد استفاده در این تحقیق به روش پیمایشی از نوجوانان شهر تهران
جمع آوری شده است. در ارزیابیِ موقعیت اخلاقی از سه ارزش اخلاقیِ محوریِ:
درستکاری، راستگویی و عفت و پاکدامنی استفاده شده است.
یافتههای تحقیق نشان میدهد درک و تعریف نوجوانان مورد تحقیق از عملکرد
نخبگان نظام اداری در ایران غیراخلاقی است. به نظر میرسد چنین تعریفی از موقعیت
نخبگان نظام اداری در ایران، بهمثابۀ عقیدهای جمعی، تأثیرات پایداری در بازتولیدِ
وضعیت غیراخلاقی نظام اداری برجای میگذارد
