پیشنهاد الگو و روشی چندبعدی برای سنجش فساد در آموزشعالی
دوره 10، 4(اولین ویژه نامه فرهنگ دانشگاهی و نهادینه شدن گفتمان علم)، زمستان 1395، صفحه 116-148
داود حسینی هاشمزاده، محمد فاضلی، حسن محدثی گیلوایی
چکیده هدف اصلی مقالة حاضر پیشنهاد الگو و روشی چندبعدی برای سنجش فساد در آموزشعالی با تأکید بر فساد دانشگاهی است. پس از مرور مختصری بر پیشینه، ابزارها و شاخصهای مختلف سنجش فساد، به تشریح الگوی سنجش و روش پیشنهادی برای سنجش فساد دانشگاهی پرداخته شدهاست. طراحی الگوی سنجش فساد در دانشگاه بر دو اندیشة اساسی مبتنی است: 1) هر سازمان اجتماعی دو قلمرو فعالیت اصلی دارد: قلمرو فعالیت درونی، که در طی آن تعامل نیروهای سازمان با یکدیگر شکل میگیرد، و دوم قلمرو فعالیت بیرونی، که در آن تعامل سازمان با محیط و دیگر سازمانهای اجتماعی تحقق مییابد. مهمترین طریق سنجش کیفیت فعالیت اعضای سازمان مراجعه به کسانی است که نزدیکترین تجربهها و ادراکها را از عملکرد آن سازمان دارند و در طی سالها ارتباط با سازمان، نگرشی نسبتاً مطابق با واقع دربارة آن پیدا کردهاند. برمبنای این نقاط عزیمت نظری، و 2) مصاحبههای اکتشافی با کنشگران دانشگاهی، روش سنجش پیشنهاد میشود. روش سنجش پیشنهادی، برخلاف بسیاری از روشهای سنجش، بهصورت همزمان، دارای ویژگیهای سهولت و سرعت کاربرد، مقایسهپذیربودن نتایج، چندبعدیبودن شاخص، گردآوری دادهها و اطلاعات از منابع مختلف و استفاده از ابزارهای چندگانه برای گروههای مختلف پاسخگویان، مبتنی بر معیارهای چندگانة سنجش تجربة فساد، نگرش به فساد و ادراک فساد در میان کنشگران نهاد علم درقالب شش پودمان (ماژول) (دستکم سه گروه اعضای هیئتعلمی، دانشجویان، و کارمندان مراکز آموزشی و پژوهشی) است. هر پودمان پوششدهندة تجربهها، ادراکات، و نگرشها دربارة انواع فعالیت نیروهای سازندة سازمان است. این الگو و روش، ابعاد، مؤلفهها و شاخصهای مختلفی برای سنجش فساد دانشگاهی ارائه میدهد. بدینترتیب، این امکان را فراهم میکند تا تغییرات میزان فساد در آموزشعالی و نظام دانشگاهی در دورههای زمانی مختلف سنجیده و مقایسه شود. این الگو سنجش اثربخشیِ راهبردهای مبارزه با فساد در نظام دانشگاهی را نیز امکانپذیر میکند. افزونبراین، امکان مقایسه و رتبهبندی دانشگاهها در نمرة فساد را مهیا میکند.
مشارکت سیاسی در استان گلستان
دوره 4، شماره 3، پاییز 1389، صفحه 88-100
محمد فاضلی، غلامرضا خوشفر
چکیده تبیین مشارکت سیاسی یکی از موضوعات مناقشهبرانگیز در جامعهشناسی سیاسی است. از همینرو نظریههای متعددی در ایـن
زمینه ارائه شده است. این نظریهها طیفی از متغیرهای روانشناختی، منزلتی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را بهکـار مـیگیرنـد
تا به تبیین درخوری از مشارکت سیاسی دست یابند. این مقاله ضمن مرور مختصر برخـی نظریـههـای مشـارکت سیاسـی کـه
بیشتر بر متغیرهای نگرشی متمرکز شدهاند، الگویی نظری ارائه میکند که همزمان مهمتـرین متغیرهـا و گـزارههـای منـدرج در
بقیه نظریات را در خود دارد. سپس به کمک آزمون تی، تفاوت دو گروهی که در اولـین دور انتخابـات ریاسـت جمهـوری سـال
1384شرکت کردند و آنها که شرکت نکردند، بررسی شده است. این بررسی نشان میدهد تنها دو متغیر احساس بیقـدرتی و
همچنین میزان مشروعیتی که افراد برای نظام سیاسی قایل هستند، در میان دو گروه مـذکور تفـاوت معنـادار دارد. ایـن مقالـه
همچنین دربردارنده دادههای توصیفی قابل توجهی درخصوص ویژگیهای فرهنگ سیاسی مردم استان گلستان است. دادههـای
این تحقیق از »پیمایش ملی فرهنگ سیاسی مردم ایران« گرفته شده که در سال 1384انجام شده است.
کارکردهای علمی انجمن های دانشجویی( مطالعه موردی در دانشگاه های گیلان،مازندران،و تهران)
دوره 1، شماره 2، تابستان 1385، صفحه 62-82
محمود شارع پور، محمد فاضلی
چکیده در هر اجتماع علمی سازمانهایی وجود دارند که برای تقویت آن اجتماع علمی نقش های متعددی را ایفا می کنند.سازمانهایی که دستاوردهای علمی را منتشر میکنند ،مراکز تحقیقاتی و انجمنهای علمی از جمله این سازمانها هستند.بررسی نقش هر یک از اینها در ساختار نظام و اجتماع علمی بخشی از حوزه کاری جامعه شناسی علم است.انجمنهای علمی در این میان نقش مهمی دارند. در سال 1378 وزارت علوم ،تحقیقات و فناوری با ابلاغ آئین نامه ای، تشکیا انجمن های علمی دانشجویی را اعلام کرد.در مدت بسیار کوتاهی،تعداد زیادی از این انجمن ها در دانشگاه ایجاد شد و دانشجویان زیادی به فعالیت در آنان پرداختند.اهداف زیادی از تاسیس این انجمن ها مدنظر بوده است،لیکن در این مقاله از موضوع جامعه شناسی علم به بازتعریف کارکردهای محتمل برای این انجمن ها پرداخته می شود.در ضمن به کمک مطالعه ای تجربی در سه دانشگاه تهران،مازندران و گیلان،میزان تحقق برخی کارکردهای متصور برای آن ها ارزیابی خواهد شد.
