جامعهشناسی کمکرسانی بعد از وقوع فاجعه؛ مطالعهای درباب روستاهای شهرستان بم بعد از زلزلة سال 1382
دوره 13، 2 (جامعه شناسی مصایب جمعی و مدیریت بحران)، تابستان 1398، صفحه 104-122
https://doi.org/10.22034/jss.2019.43302
غلامرضا صدیق اورعی، احمدرضا اصغرپور ماسوله
چکیده در مقالة حاضر، با استفاده از دادههایی که از روستاهای زلزلهزدة بم بعد از وقوع زلزلة سال 1382 جمعآوری شده است، یکی از مهمترین انگارههای جامعهشناختی در زمینة فجایع طبیعی بررسی شده است. زلزله یا هر فاجعة طبیعی دیگر به بخش یا لایهای از جامعه آسیب میزند که لایة ریختشناختی (مورفولوژی) نامیده میشود و طی آن احتمال دارد که جامعه بخشی از اعضای خود را از دست بدهد. این لایه شامل امکانات و ویژگیهای فیزیکی جامعه است. میزان آسیبدیدگی اعضای جامعه، تابعی از شدت حادثه و نیز استحکام فیزیکی و آمادگی دفاعی آن است. ازدستدادن برخی از اعضا برای جامعه دو پیامد مهم دارد: اول، آسیبدیدن شبکههای روابط اجتماعی، و دوم، فعالشدن اعضای شبکههای اجتماعی برای جبران آسیبدیدگی. بعد از وقوع حادثه و آسیبدیدگی بخشی از جامعه، لایههای دیگر فعال میشوند و تلاش میکنند آسیب را حتیالامکان کاهش دهند و بهسوی بهبودی بروند. ویژگی مهم شبکههای اجتماعی آن است که عموماً به گرههای خاصی متکی نیستند و ازبینرفتن گرههای معدود به گسست در شبکه نمیانجامد، بلکه دیگر اعضای شبکه را به نزدیکی ترغیب میکند. البته، این ادعا را دو عامل مهم محدود میکنند: اول، تعداد اعضای آسیبدیده، و دوم، میزان فشار معیشتی بر بازماندگان. هر دو عامل اگر افزایش یابند ممکن است انسجام اجتماعی را مختل کنند، نظم اجتماعی را بر هم بریزند و اشخاص را بهسوی فردگرایی سوق دهند. تحلیلهای انجامشده با استفاده از دادههای کمّی دست اول نشان میدهد که در روستاهای زلزلهزدة بم، شبکههای اجتماعی به یاری تقریباً تمام افراد آسیبدیده رفتهاند و گرچه خود بازماندگان هم آسیب دیده بودند، کمکرسانی متوقف نشده و این خود عامل مهمی در هضم سریعتر پیامدهای ناگوار زلزله بوده است.
عدم توافق ارزشی و تأثیر آن بر ناسازگاری زوجین در مشهد
دوره 3، شماره 3، پاییز 1388، صفحه 49-71
غلامرضا صدیق اورعی، احمدرضا اصغرپور ماسوله
چکیده خانواده یکی از قدیمیترین نهادهای تربیتی جوامع انسانی اس ت. خانواده به عنوان یک خردهنظام در درون نظام
ا جتماعی، دارای تمام ویژگیهای نظام اس ت. عدم تعادل در نظام خان واده مو ج ب بروز مشکلاتی در آن میشود و
بر خی کارکردهای آن را مختل میکند. از سوی دیگر در خانوادههای ایرانی، قیود فرهنگی مانع طـلاق مو جـ ب
میشود که مشکلا ت مو ج ود به طور کامل در آمار طلاق منعکس نشود. یکی از راههای بررسی مشکلا ت خان واده
در ایران، بررسی ناسازگاری اعضای خانواده و عوامل مؤثر بر آن اس ت. در این مقاله تضاد ارزشی میان همسران و
رابطه آن با ناسازگاری میان آن دو بررسی شده اس ت. تحلیل دادههای تجربی این پژوهش که از مأ خوذ از مصا حبه
با 143زوج مشهدی اس ت، نشان داد که تضاد ارزشی میان همسران مو ج ب افزایش بروز رفتارهای ناسازگارانه از
سوی هر دو میشود. در تحلیل سا ختاری، ضری ب تحلیل مسیر میان تضاد ارزشی همسران و اعمال ناسازگارانه
شوهران برابر 0/33و همین ضری ب مسیر برای اعمال ناسازگارانه بانوان برابر 0/26بوده اس ت
