نویسنده = قانعی راد، محمدامین

انگیزشها و کنشهای راهبردی دانشجویان تحصیلات تکمیلی در نگارش مقالات علمی بین المللی

دوره 7، شماره 2، تابستان 1392، صفحه 156-184

محمدامین قانعی راد، محمد توکل، حسین سوختانلو

چکیده هدف این مقاله بررسی عوامل انگیزشی و اجتماعی دانشجویان تحصیلات تکمیلی،
به عنوان بخشی از کنشگران اجتماع علمی ایران، از نگارش مقالات بین المللی (آی. اس.
آی) است. در بخش نظری با هدف فراهمساختن دانش زمینهای لازم برای ورود به
میدان تحقیق دیدگاههای رایج در جامعه شناسی علم ازجمله مدل کارکردی، مدل
مبادله، مدل برساختگرایی اجتماعی و مدل میدانی علم را مرور کرده ایم. روش
پژوهش نیز با توجه به لزوم فراهمساختن امکان ورود به ساحت معنایی، براساس نظریۀ
مبنایی تدوین شده است. در این تحقیق با 71تن از دانشجویان کارشناسی ارشد
رشته های علوم پایه و مهندسی دانشگاه تهران مصاحبۀ عمیق به عمل آمد. این
مصاحبه ها طی سه مرحله کدگذاری شدند و در نهایت روایت تحلیلی از این مقولات
استنباط شد. خط اصلی این تحلیل، که در واقع روایتی توصیفی- تحلیلی دربارۀ
موضوع تحقیق است، شامل چهار مقولۀ هستهای است. این چهار مقوله به ترتیب
عبارتاند از «ذهنیت فرهنگی پیشین دربارۀ دانشگاه» به عنوان شرط زمینهای شروع
فرایند، «وضعیت اجتماعی» و «وضعیت نظام آموزش عالی» بهعنوان عوامل ساختاری
مؤثر در راهبردهای دانشجویان و سرانجام مقولۀ «کنشهای راهبردی دانشجویان برای  کنترل، اداره و برخورد با اوضاع خاص». سرانجام پژوهش به مقولۀ تحلیلی «رشد تولید
مقالات بین المللی» بهمثابۀ پیامد ناخواستۀ این فرآیند دست مییابد. نتیجۀ پژوهش
نشان میدهد دانشجویان عمدتاً با نگاه آرمانی وارد دانشگاه میشوند و در برخورد با
وضعیت نامساعد و محدودیتهای دانشگاه و جامعه، که با انتظارات ذهنی آنان
سازگاری ندارد، انگیزۀ مهاجرت تحصیلی در آنها تقویت میشود. آنان در چنین
موقعیتی نگارش مقالات بین المللی را وسیلهای تسهیل کننده برای تحقق راهبرد خود
مییابند. بدین ترتیب، بخشی از افزایش سهم ایران در تولید دانش جهانی را میتوان
پیامد ناخواستۀ انگیزههای راهبردی دانشجویان برای تدارک مقدمات مهاجرت از کشور
قلمداد کرد.

ناامنی هستی شناختیِ زندگی شهری در آثار روشنفکران ادبی )شهر تهران در دهه های چهل و پنجاه شمسی(

دوره 3، شماره 2، تابستان 1388، صفحه 62-85

محمدامین قانعی راد

چکیده ایــن مقالــه بــه بررســی بازنمــایی تجربــۀ پدیدارشــناختی در آثــار روشــنفکــران ادبــی شــهر تهــران
)شعرای نوپرداز( در دهههای چهل و پنجاه شمسی مـیپـردازد. دلیـل انتخـاب دهـههـای مزبـور، رشـد شـتابان
شهرنشینی و برنامههای نوسازی در ایران و به ویژه، گسترش شهر تهران بـه لحـاظ جمعیتـی و توسـعۀ فضـاهای
شهری در این دوره است. در پی رونـد شـتابان صـنعتیشـدن و متعاقـب اصـلاحات ارضـی در ایـن دوران، یـک
"جنبش مهاجرت" گسترده شکل گرفت و شهر تهران به یکی از کانونهای اصلی جذب مهاجران تبدیل شـد. در
این دوره، توسعۀ ادبیـات مـدرن حاصـل فعالیـت قشـر روشـنفکـری بـود کـه غالـب آنـان بـه لحـاظ خاسـتگاه
جمعیتشناختی به تهران تعلق نداشتند. روشنفکران ادبی این دوره دیدگاهها و نگرشهای متنوعی داشـتند کـه
با وجود تجربۀ آنان از مدرنیته و گسترش فضایی و جمعیتی تهران با یکدیگر شـباهتهـایی را نشـان مـیدهنـد.
برای شناخت تجربۀ روشنفکری، آثار برخی از شاعران نوپرداز این دوره چـون فـروغ فرخـزاد، سـهراب سـپهری،
احمد شاملو، فریدون مشیری، حمید مصدق و محمدرضا شفیعی کدکنی انتخاب شـدهانـد. مـلاک انتخـاب ایـن
شاعران، شهرت ادبی و گسترش سبک و تجدید چاپ مکرر آثار آنها طی سالهای مزبور و پس از آن است.
چارچوب مفهومی و نظری این مطالعه تا حدی حاصل تقارب نظریات لوییس ویرث و آنتونی گیدنز است. در ایـن
مقاله مفهوم "ناامنی هستی شناختی" برای توصیف نگرشهای عاطفی و شناختی شاعران بـه کـار مـیرود. رشـد
شهرنشینی در دهههای چهل و پنجاه و در شرایط فقدان عرصه عمومی و جامعه مـدنی، بـا توسـعۀ یـک جامعـۀ
تودهای همراه بود که پا به پای آن، از خودبیگـانگی اجتمـاعی و احسـاس تنهـایی در بـین مـردم تهـران رسـوخ
میکرد. توسعه شهر تهران با از دست دادن نقاط مرجع، حس فناپذیری، فقدان اعتماد اجتماعی و از دسـت دادن
هویت شخصی در بین شهرنشینان پیوند داشت. این شاخصهـا از لحـاظ روانشـناختی ـ عـاطفی، بـه پیـدایش
"ناامنی هستی شناختی" در بین مردم انجامید و با هول، اضطراب و احساس ناامنی روانی همراه بود. روشنفکران
ادبی به عنوان لایۀ حساس جامعه، تنشهای این جامعه تودهای را بیش از همه درک میکردند و آثار آنان مبـین
حس "ناامنی هستی شـناختی" در یـک جامعـۀ شـهری تـودهوار و در حـال رشـد اسـت. مشخصـههـای نـاامنی
هستیشناختی، همچون حس بیمکانی و گمگشتگی، احساس مرگ ذهنی، عدم یقین، بـیمعنـایی و زنـدگی در
یک شهر با روابط ناپایدار و اعتمادناپذیر و داشتن هویتی نامنسجم، ناتوان و در هـم شکسـته در آثـار ادبـی ایـن  دوره منعکس است. این مقاله با کاربرد روش تحلیل محتـوای کیفـی، مشخصـه هـای نـاامنی هسـتی شـناختی و
واکنشهای متفاوت هویت جویی و امنیت خواهی، چون میل به مرگ، انتظار، میل به مهـاجرت و گریـز تخیلـی را
در آثار شاعران مزبور بررسی میکند.