بازشناسی انقلابهای بزرگ با تأکید بر شاخصهها و ابعاد بینالمللی آنها
دوره 10، شماره 1، بهار 1395، صفحه 5-35
مسعود اخوان کاظمی
چکیده بسیاری از انقلابهایی که در طول تاریخ رخ دادهاند، "انقلاب ملی" و تعداد اندکی از آنها بهعنوان "انقلاب بزرگ" شناخته میشوند. این انقلابها دارای شاخصههای
ویژهای هستند که بهصورتی آشکار آنها را از دیگر انقلابها متمایز و ممتاز میسازند. این مقاله درصدد پاسخگویی به این سئوال است که انقلابهای بزرگ چه ویژگیهایی دارند و با چه شاخصههایی میتوان آنها را شناخت؟ و اساساً نقاط تمایز آنها با دیگر انقلابها چیست؟ مدعای نوشتار حاضر این است که تنها تعداد بسیار اندکی از
انقلابها را میتوان در مقولۀ "انقلابهای بزرگ" طبقهبندی کرد. در واقع، انقلابهای بزرگ پدیدههایی نادر و کمیاباند. این انقلابها نقاط عطفی مهم در تاریخ تحولات جامعۀ بینالمللی محسوب میشوند و باعث ایجاد تحـولات گسترده و عمیقی در سطح جهانی میشوند؛ بهگونهای که آثار و پیامدهای حاصل از چنین انقلابهایی هنوز هم، پس از سالها و قرنها، در جامعۀ بشری و در زندگی سیاسی در عرصۀ بینالمللی تأثیرگذار است. مقالۀ حاضر با استفاده از روش تحلیل اسنادی، ضمن ارائۀ شاخصهها و
ویژگیهایی برای انقلابهای بزرگ، مدعی میشود که چهار انقلاب فرانسه، روسیه، چین و ایران را میتوان از جمله انقلابهای بزرگ دوران مدرن تلقی کرد. از اینرو، با مطالعه و بررسی عناصر اصلی و ویژگیهای بینالمللی این انقلابها، میتوان معیارها و اصـولی برای شناخت انقلابهای بزرگ و تفکیک آنها از دیگر انقلابها ارائه کرد.
تحلیل فرایند استعلای گفتمان اسلامگرا در انقلاب اسلامی 1357
دوره 9، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 4-26
مسعود اخوان کاظمی، رضا دهقانی
چکیده رخداد انقلاب اسلامی ایران، بهمنزلة رویدادی کمنظیر در سالهای پایانی قرن بیستم، توجه بسیاری از اندیشمندان و پژوهشگران حوزة علوم اجتماعی و سیاسی را به خود جلب کرد. ازاینرو، برای مطالعة این پدیده، از نظریات و رویکردهای گوناگون بهره گرفته شد. اکثر این نظریات به بررسی چگونگی شکلگیری رخداد انقلاب معطوف شدهاند و تحلیل چرایی سلطة گفتمان اسلامگرا، بهطور نظاممند، کمتر در کانون توجه قرار گرفتهاست. تحلیل گفتمان، بهویژه خوانش لاکلا و موف، بهدلیل دارابودن قابلیت تحلیل موضوعات کلان اجتماعی، فرصت ویژهای برای تبیین چرایی چیرگی و افول گفتمانها بهطور نظاممند و هدفمند در حوزة مطالعات جامعهشناسی سیاسی فراهم آوردهاست. با بهکارگیری مفاهیم گفتمان لاکلا و موف، این پژوهش درصدد تبیین چرایی چیرگی گفتمان اسلامگرا در انقلاب اسلامی ایران برآمدهاست. مدعای این مقاله این است که گفتمان اسلامگرا با اتکا به عاملان سیاسی خود و بهرهگیری از فرایند دوگانة برجستهسازی و حاشیهرانی، قابلیت دسترسی، اعتبار و عامگرایی، توانست در فرایند پیروزی انقلاب اسلامی، موقعیتی مسلط را نسبت به دو گفتمان دیگر، برای خود ایجاد کند.
