نویسنده = خانیکی، هادی

طیف‌سنجی نظرات ذینفعان درباره‌ی زیست آنلاین کودکان از طریق تحلیل شبکه‌ی اجتماعی توییتر

دوره 17، 3 (ویژه نامه تحلیل شبکه های اجتماعی)، پاییز 1402، صفحه 5-32

https://doi.org/10.22034/jss.2024.2011186.1798

مرضیه ادهم، هادی خانیکی

چکیده استفاده فراگیر از فناوری در میان کودکان و نوجوانان، موضوعات مرتبط با زیست دیجیتالی آن‌ها را به یک مسأله عمومی نوین تبدیل کرده است. این مسأله، ذینفعان مختلفی از جمله والدین، مربیان، حامیان حقوق کودک، شرکت‌های فناوری و سیاست‌گذاران را درگیر کرده است. هر کدام از این ذینفعان، دیدگاه‌ها و نگرانی‌های خاص خود را در مورد فضای مجازی و نحوه سیاست‌گذاری برای آن دارند.
این مطالعه با هدف شناسایی ذینفعان اصلی سیاست‌گذاری فضای مجازی برای کودکان و نوجوانان و تمایلات آن‌ها به عدم‌قطعیت‌های موثر در سیاست­گذاری این حوزه، به تحلیل محتوای 356210 توییت در 8 ماه منتهی به مرداد 1402 پرداخته است. برای این منظور، از روش‌های تحلیل مضمون و تحلیل شبکه اجتماعی استفاده شده است. نتایج نشان می‌دهد که 5 گروه ذینفع اصلی در فضای مجازی برای کودکان و نوجوانان وجود دارند: والدین، مربیان، حامیان حقوق کودک، شرکت‌های فناوری و سیاست‌گذاران. این ذینفعان در 6 موضوع اصلی با یکدیگر گفتمان می‌کنند: دسترسی به منابع آموزشی، ارتباط جهانی، خلاقیت و خودبیانگری، سواد و مهارت‌های دیجیتال، آزار و اذیت و قلدری سایبری، خطرات حفظ حریم خصوصی، اعتیاد دیجیتال و سلامت روان. بر اساس نتایج، سه جفت عدم قطعیت‌ تأثیرگذار بر سیاست‌گذاری عبارتند از: عدم قطعیت حامیان حکمرانی جهانی در مقابل حامیان حکمرانی محلی، عدم قطعیت حامیان دسترسی آزاد به اطلاعات در مقابل حامیان امنیت اطلاعات، و عدم قطعیت حامیان بازار آزاد در مقابل حامیان مداخله دولت. تنوع ذینفعان و دیدگاه‌های آن‌ها در مورد فضای مجازی، چالشی مهم برای سیاست‌گذاران است. سیاست‌گذاران باید با در نظر گرفتن این تنوع، به دنبال راهکارهایی برای ایجاد تعادل بین منافع و نگرانی‌های مختلف باشند.
 

"جهان ایرانی"، "جهان مصری" و "جهان ترک" در رویارویی با مدرنیته

دوره 7، شماره 3، پاییز 1392، صفحه 25-53

هادی خانیکی

چکیده این مقاله به دنبال آن است که در چارچوب مطالعه‌ای تاریخی‌ـ‌ تطبیقی، رویکردهای مطرح دربارة رویارویی سنت و مدرنیته را در سه جامعة ایران، ترکیه و مصر به‌مثابة "سه منزلگاه مدرنیته" در جهان اسلام بررسی کند. هدف مقاله طبقه‌بندی و تبیین گذار و گفتمان‌های غالب در میان نخبگان ایرانی، مصری و ترک در مواجهه با مدرنیته و پیوندهای میان دگرگونی‌های عینی و تحولات ذهنی در این سه جامعه است. روش تحقیق مقاله مطالعة اسنادی و تاریخی و تحلیل و فراتحلیل تطبیقی آنهاست. این مقاله نشان می‌دهد سه جهان ایرانی، مصری و ترک به‌اعتبار اشتراک‌ها و افتراق‌های فرهنگی و تمدنی، تجربه‌های متفاوتی دربرابر مدرنیته داشته‌اند. نقد سنت، نه نفی آن، و نقد مدرنیته، نه نفی آن، ازجمله رویکردهای غالب اجتماعی و سیاسی در این سه جامعه بوده است که درمیان روشنفکران و اندیشمندان معاصر نیز نمایندگان شاخصی دارد. وجه اشتراک این رویکردها در هر سه جامعه، تلاش برای پیشبرد فهمی گشوده و دموکراتیک از اسلام در جهان معاصر و وجه افتراق آنها، وجود، عدم یا ضعف نهادها و ساختارهای مدنی و سیاسی است، به‌گونه‌ای‌که بتواند پشتیبان و پیش‌برندة اندیشه‌ای گفت‌وگویی و انتقادی باشد. مسیری که سه جامعة ایران، مصر و ترکیه در حوزة نظر اجتماعی و کنش سیاسی از آغاز مدرنیته تا به امروز پیموده‌اند متفاوت است که این تفاوت را می‌توان برپایة جایگاه جامعة مدنی در آنها تفسیر کرد.