نویسنده = طالبان، محمدرضا

دو صد گفته چون نیم کردار نیست: نقدی روششناختی بر تکنیکهای پرسشنامه و مصاحبه

دوره 14، شماره 1، بهار 1399، صفحه 94-119

https://doi.org/10.22034/jss.2020.242374

محمدرضا طالبان

چکیده گفتارها و کردارها، عناصر اصلی فعالیت انسانهـا در حیـات اجتمـاعی شـان هسـتند و چگونگی ارتباط این دو، همـواره یکـی از دغدغـه هـای اصـلی بـرای دانشـمندان علـوم اجتماعی، بهویژه جامعه شناسان، در جهت درک و تبیـین کـنشهـای اجتمـاعی بـوده است. در این راستا، مشکل ناهمسازی گفتارها با کردارها، مسـئله ای روششـناختی بـا نتایج آشکار برای تحقیقات جامعـه شـناختی بـوده اسـت؛ چـون رایـجتـرین روشهـا و تکنیکهای تحقیق مورد استفادة جامعهشناسان (یعنی پیمایشها و مصاحبه ها) بر این فرضِ اثباتنشده استوارند که تطابقی نسبی میان پاسخهای افراد به سـؤالات پژوهشـی درخصوص کردارهایشان و کردار واقعی آنان در حیات اجتماعی وجـود خواهـد داشـت. این مقاله به بررسی دلالتهـای روششناسـانة ایـن اسـتدلال برخـی جامعـه شناسـان پرداخته است مبنی بر اینکه چیزی که مردم میگویند، غالباً پیشبینی ضعیفی است از چیزی که عملاً انجام میدهند. درنتیجه، پیمایشگران و مصاحبه گرانی که ادعاهایشـان را روی اظهارات کلامی افراد استوار میسازند، باید روشن کنند که به تحلیل آن چیزی که مردم واقعاً انجام میدهند نمیپردازند، بلکه فقط به تحلیل آن چیزی میپردازند که مردم ادعا کرده اند که انجام مـیدهنـد؛ مگـر آنکـه نشـان دهنـد کـه اظهـارات مـردم درخصوص انجام یک کردار خاص، قدرت پیشبینی کنندگی آن کردار یارفتار را دارد.

ارزیابی تجربی نظریه محرومیت در تبیین دین داری

دوره 6، شماره 1، بهار 1391، صفحه 33-57

محمدرضا طالبان

چکیده ار آغاز تاکنون، "نظریه محرومیت" متداولترین و مسلط ترین نظریه در میان دانشمندان علوم اجتماعی برای تبیین سطوح مختلف دین داری مردم بوده است.با وجود این،نتایج متعارض تحقیقات تجربی،از یک سو،اعتبار این نظریه را به مقوله ای جدلی تبدیل کرده است و از سویی دیگر،این پژوهشها صرفا در درون سنت ها ی دینی غیراسلامی انجام گرفته اند. از این رو،مقاله پژوهشی حاضر تلاشی است برای ارزیابی تجربی ادعاهای عام نظریه محرومیت در میان جمعیت مسلمان ایرانی.ابتدا، مدعاهای نظری نظریه محرومیت به صورت فرضیاتی مبنی بر ارتباط مثبت محرومیت عینی و محرومیت ذهنی با دین دداری تدوین گردید.سپس،جهت وارسی اعتبار تجربی این مظریه،فرضیه های مذکور با داده های پیمایشی مربوط به بیش از 4000 نفر مسلمان ایرانی مقابله شد تا میزان انطباق و تناظر بیش بینی های نظری رویکرد محرومیت با شواهد تجربی مورد ارزیابی قرار گیرد.در مجموع،یافته های این تحقیق نتوانست حمایت جدی و قابل اعتمادی برای نظریه محرومیت در تبیین سطوح تدین اسلامی ایرانیان فراهم آمرد.