نویسنده = یعقوب احمدی

تبیین وضعیت خشونت ‌ساختاری در شهر‌ سنندج

دوره 13، شماره 1، بهار 1398، صفحه 108-132

https://doi.org/10.22034/jss.2019.38125

محمدصدیق محمدی، محمد گنجی، یعقوب احمدی

چکیده اصطلاح خشونت ساختاری شیوه‌ای برای توصیف وضعیتی اجتماعی است که در آن به انسان‌ها صدمه وارد می‌شود. اندیشمندان این حوزه، خشونت ساختاری را تنزلی اجتناب‌پذیر در رفع نیازهای انسانی می‌دانند. در پژوهش حاضر، با تأکید بر تنزل در برخی شاخص‌های اساسی اقتصادی و اجتماعی، به‌منزلة مصادیق و نمودهای خشونت ساختاری، به این پرسش‌ها پاسخ داده می‌شود که وضعیت خشونت ساختاری در شهر ‌سنندج چگونه است و نشانه‌ها و شاخص‌های خشونت ساختاری چه دلایل و عوارضی ممکن است داشته باشند. بدین‌منظور، با تحلیل ثانویة داده‌های مؤسسات ارائة اطلاعات و پژوهش‌های انجام‌شده، مقولة خشونت ساختاری در شهر ‌سنندج تبیین شده است. یافته‌ها حاکی از آن است که از نظر شاخص‌های اقتصادیِ خشونت ساختاری، شهر ‌سنندج رتبة دوم را در میان مراکز استان‌های دارای بیشترین آمار بیکاری به خود اختصاص داده و جایگاه نامطلوبی در میان مراکز استان‌ها از نظر رقابت‌پذیری اقتصادی دارد و جزء فقیرترین مراکز استان‌های کشور است. از لحاظ شاخص‌های اجتماعیِ خشونت ساختاری نیز این شهر از نظر توسعه‌یافتگی در شاخص‌های بهداشت و درمان در جایگاه بیست‌وپنجم است و از نظر کیفیت زندگی در جایگاه متوسط رو به پایین قرار دارد. نتایج پژوهش نشان‌دهندة وجود خشونت ساختاری در شهر ‌سنندج است. مسئله‌ای که پیامدهای آن را می‌توان در مسائلی نظیر خشونت‌های بین‌فردی، افت سرمایة اجتماعی و کاهش مشارکت سیاسی جست‌وجو کرد.
 

مطالعة جامعه‌شناختی نزاع‌های خیابانی (بررسی افراد درگیر نزاع در شهر سنندج)

دوره 12، 3(اولین ویژه نامه کردستان)، پاییز 1397، صفحه 5-30

یعقوب احمدی، جمال ادهمی

چکیده هدف مطالعۀ حاضر بررسی وضعیت نزاع‌های خیابانی شهروندان سنندج و عوامل و مؤلفه‌های مؤثر بر آن است. روش نوشتار حاضر کیفی و مبتنی بر نظریۀ زمینه‌ای است که در آن 15 نفر از افراد درگیر در نزاع‌های خیابانی ازطریق نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی انتخاب شده و در مطالعه مشارکت کرده‌اند. داده‌های پژوهش به‌روش مصاحبۀ نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری شده و از روش مقایسه‌ای مداوم استراوس و کوربین نیز برای تحلیل داده‌ها استفاده شده است. از میان 64 کد اولیه، هفت مقوله انتخاب شد و با توجه به روابط و مقایسة آنها، مقولۀ "بی‌قوارگی اجتماعی‌ـ‌انسداد کنش ارتباطی" به‌منزلة مقولۀ مرکزی معرفی شد. یافته‌های پژوهش مبتنی بر مصاحبه با افراد درگیر در نزاع‌های خیابانی و کدگذاری پاسخ‌ها، حاکی از آن است که سه‌دسته عوامل علّی، زمینه‌ای و مداخله‌ای در الگوی پارادایمی مؤثر شناخته شده‌اند: عوامل علّی شامل ضعف مهارت‌های ارتباطی، کاهش آستانۀ تحمل و اختلافات مالی و خانوادگی؛ عوامل زمینه‌ای، ازجمله شامل محل سکونت، پایگاه اجتماعی‌ـ‌اقتصادی و تحصیلات فرد و والدین، و مؤلفه‌های مهیاکنندة موقعیت نزاع و درگیری در سطح شهر سنندج بوده‌اند؛ عوامل مداخله‌گر یا  تسهیل‌کننده دربرگیرندة خشونت ساختاری و فقر فرهنگی بوده است. از نتایج این مطالعه برمی‌آید که اثر متقابل این عوامل و تعامل بین آنها زمینه‌های نزاع، گرایش به نزاع و درنهایت وقوع نزاع خیابانی در شهر سنندج را فراهم کرده است.
 

اسلام بنیادگرا در تقابل با اسلام صوفیانه (تحلیل ریشه‌های جامعه‌شناختی رشد سلفی‌گری در کردستان)

دوره 10، 2-3، تابستان 1395، صفحه 4-35

یعقوب احمدی، آزاد نمکی

چکیده به‌لحاظ تاریخی، نگرش نهادینه‌شدة دینی در کردستان، نوعی اسلام عرفانی و صوفیانه بوده‌است که فرقه‌های گوناگونش، با وجود تفاوت­ در مناسک و نظام سلسله­مراتبی­شان، جملگی، تمایزی بنیادین با انواع نگرش­های شریعت­مدار و فقه­محور داشته­اند. از میان مکاتب گوناگون عرفانی، دو طریقت قادری و نقشبندی بیشترین پایگاه اجتماعی را در میان کردهای اهل سنت کسب کرده و حوزة نفوذ خود را در سرتاسر کردستان گسترده­اند. عوامل متعددی نظیر وقوع انقلاب اسلامی شیعی در ایران و برآمدن ایدئولوژی شیعی ازیک­سو و انواع ایدئولوژی­های بنیادگرایانة سنی و شعله­ورشدن رقابت میان آنان در ملل اسلامی، ازسوی دیگر، تأثیری بنیادین بر نگرش­های دینی همة جوامع مسلمان و نیز کردستان داشته‌است. تبدیل‌شدن این جریان پان‌اسلامی به خوانشی جدی و پرطرفدار در جهان اسلام و حمایت­های مالی، آموزشی و گاه لجستیکِ محافل و جریان‌های قدرتمند عربی و اسلامی از باورمندان به این نحله در کردستان، به‌مثابة عوامل اثرگذار، و نیز وجود عوامل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کمک‌کنندة داخلی، به‌مثابة عوامل زمینه‌ای، بستر مناسبی برای رشد و نضج آن در کردستان فراهم آورده‌است. این پژوهش، به‌شیوه­ای اسنادی و با تکیه بر منابع تاریخی، شواهد میدانی و رسانه­ای و آمارهای منتشرشدة بین­المللی، به بررسی شیوه­های ورود و علل رشد و گسترش اسلام سلفی در میان کردهای اهل سنت ایران می­پردازد. به‌نظر می­رسد، تغییرات سریع­تر از آنچه تصور می­شود، درحال روی‌دادن است و کردستان نیز همانند دیگر مناطق سنی‌نشین خاورمیانه، از امواج بنیادگرایی شعله­ور خاورمیانه در امان نباشد.  

شاخص های توسعه انسانی و فرهنگ سیاسی دموکراتیک(تحلیل ثانویه داده های پیمایش ارزش های جهانی برای استانهای ایران)

دوره 6، شماره 1، بهار 1391، صفحه 3-32

یعقوب احمدی، رسول ربانی، آزاد نمکی

چکیده اهمیت نقش ارزش های توده در گذار به دموکراسی در سالهای اخیر برجستگی خاصی یافته است.اگرچه دیرینه شناسی مفهومی حکایت از تاکید اندیشمندانی مانند ارسطو و افلاطون بر اهمیت نقش ارزش های شهروندان در سیاست دارد،در دهه های اخیر و به طور خاص با مطالعه"فرهنگ مدنی"آلموند  و وربا بود که توجهات بیش از پیش به این سو رهنمون شد.مطالعه حاضر نیز در همان راستا،البته با طرح نظریات و تجربیات نو، درباره ارزشها انجام گرفته است.داده های مورد استفاده برای آزمون فرضیه اصلی تحقیق از مجموعه داده های پیمایشی جهانی ارزشها(WVS) ،موج پیمایش سالهای 2005 تا 2008 اخذ شده است.این پیمایش در ایران در سال 2007 با 2667 نمونه آماری به انجام رسیده است.در این مجموعه داده ها استان محل سکونت پاسخگو در یکی از متغیرهای آن ثبت شده است و بر این اساس، امکان مقایسه میزان ارزش های رهایی بخش پاسخگویان به تفکیک استانی مهیا شده است.در این پژوهش استانهایی که تعداد نمونه آنها در مجموعه داده ها زیر 40 نفر بود حذف شدند،لذا تحلیل نوشتار حاضر مبتنی بر 21 استان از مجموع استانهای ایران بوده و با در نظر گرفتن استانهای خراسان جنوبی و شمالی که داده های آنها در استان خراسان رضوی ادغام شده اند در مجموع تحلیلها مبتنی بر 19 استان باقی مانده خواهد بود. نتایج حاکی از ارتباط معنی دار میان وضعیت شاخص توسعه انسانی)HDI),و زیرمجموعه های آن یعنی درآمد سرانه،امید به زندگی و سطح آموزش با ارزش های رهایی بخش یعنی نوع دموکراتیک فرهنگ سیاسی است.یافته ها همچنین نشان از آن دارند که شاخص توسعه انسانی به تنهایی بیش از 28.2 درصد از واریانس گونه دموکراتیک فرهنگ سیاسی در استانهای ایران را تبیین می کند.