«انسان دانشگاهی» ایرانی و مشکل زبان
دوره 8، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 90-108
ناصر فکوهی
چکیده کشور ما یکی از بزرگترین نسبت های دانشجویان و دانش آموختگان را در سطح عالی، به نسبت کل جمعیت در جهان دارد. با وجود این، اکثریت قریب به اتفاق کنشگران آموزش عالی معتقد به آن نیستند که «جماعت دانشگاهی» در مفهوم متعارف این واژه در ایران به وجود آمده باشد. در این مقاله ضمن تبیین این موضوع و رابطه و مباحث آن در همین حوزه از علوم، به نسبت آن با مفهوم بوردیویی «انسان دانشگاهی» و به طور خاص به اهمیت زبان و تاثیر آن در این فرایند، اشاره خواهیم کرد. پرسش اصلی مقاله بنابراین، در کنار تشریح وضعیت موجود، آن است که آیا ما با کمبود یا نبود یک «زبان دانشگاهی» نیز سروکار داریم؟ اگر آری چرا؟ و رابطه این زبان با آنچه شاید بتوان زبان متعارف اجتماعی نامید در شرایطی که انحصار علم به شدت در حال بیرون رفتن از دست دانشگاهیان است و در کشوری که از خصوصیات بارز آن چند زبانه بودن و چند فرهنگی بودن هویت هایش است، چه می تواند باشد و چگونه باید این روابط را تحلیل کرد؟ مقاله در تحلیل های اصلی خود، لزوم بازنگری ای اساسی در شیوه های تدریس، پژوهش و کنش دانشگاهی را در ساختارها و در فرایندها نشان می دهد و زبان را به عنوان یکی از اصلی ترین ابزارها در این راه معرفی می کند که باید «ساخته شود.
هویت و فضای عمومی در شهر(مطالعه دختران دانشجو در شهرستان رفسنجان)
دوره 6، شماره 1، بهار 1391، صفحه 58-78
ناصر فکوهی، یاسمن اوحدی
چکیده زندگی شهری یکی از نشانه های بارز نفوذ مدرنیته به زندگی جوامع شهری است و تعلق داشتن به جمع و حضور در فضاهای اجتماعی یکی از نیازهای زندگی انسان امروز است.در جوامع گوناگون استفاده از فضاهای عمومی شهر برای افراد جامعه بر حسب متغیرهایی چون سن،جنس،گروه های اجتماعی،اقلیت های قومی و نژادی و ...متفاوت است و این عوامل بر میزان و نحوه حضور در فضاهای عمومی شهر تاثیر گذار هستند.بحران هویت در میان نسل جوان جامعه که آینده ساز آن تلقی می شوند امروزه عمیق تر شده و از جنبه های سطحی و ناپایدار به جنبه های کنشی و ذهنی پایدار رسیده است.جوان امروزی نیازمند آن است که افزون بر سازگار شدن با هنجارهای اجتماعی و غیررسمی جامعه،عادت واره های خویش را گاه حتی در جهتی نه چندان دلخواه دستکاری کند.هدف مقاله حاضر شناخت،بررسی و تحلیل چگونگی شکل گیری و تحول زمینه های اجتماعی و فرهنگی هویت و موقعیت جوانی دختران دانشجو در شهر رفسنجان است.بیدن منظور،با استفاده از روش کیفی و از خلال مصاحبه های فردی و گروهی 50 نفر از دختران دانشجو در رفسنجان متناسب با شاخص های مورد نظر انتخاب شدندو با کمک تکنیک تحلیل محتوا مورد بررسی قرار گرفتند.نتایج نشان میدهد فشارهای روانی -اجتماعی بر دختران جوان که هم از سوی خانواده و هم قوانین رسمی و غیر رسمی جامعه بر آنها اعمال می شود،اندیشه ها و کنش های دختران را تحت تاثیر قرار داده و هویت جنسیتی آنها را پررنگ تر ساخته است.یافته ها همچنین تضاد موقعیت دوگانه دختران و زنان را در مواجهه با گسست و همسازی میان سنت و مدرنیته موجود در جامعه و در نتیجه اختلال در شکل گیری هویت آنها را نشان می دهد.
تقویت اخلاق شهروندی: راهی برای گذار به مردمسالاری مشارکتی
دوره 3، شماره 2، تابستان 1388، صفحه 1-15
ناصر فکوهی
چکیده امروزه در ادبیات سیاسی جهان بیش از هر چیز بحث گذار از مردمسـالاری )دموکراسـی( نماینـدگی بـه
مردمسالاری مشارکتی مطرح اسـت. دلیـل ایـن امـر آن اسـت کـه بـا رشـد جوامـع انسـانی، گسـترش
شهرنشینی و بالارفتن فرهنگ عمومی و پیچیدهتر شـدن روزافـزون سـازوکارها و روابـط انسـانی، افکـار
عمومی و اقشار گوناگون اجتماعی کمتر به سیاست و سیاستمداری به صورت حرفـهای اشـتغال دارنـد و
برعکس بیشتر تمایل دارند سرعت چرخههای سیاسی و امکـان مشـارکت مسـتقیم خـود را در مـدیریت
زندگی و سامان دادن به وضعیت عمومی و زندگی روزمـره خـویش افـزایش دهنـد. شـروع ایـن فرآینـد
سالهاست نه فقط در کشورهای توسعهیافته بلکـه در کشـورهای در حـال توسـعه از خـلال گسـترش و
تعمیق فعالیتهای سازمانهای غیر دولتی در همه زمینهها، به وجـود آمـدن سـازمانهـای غیـر دولتـی
منطقهای و بینالمللی و تأثیرگذار شدن هرچه بیشتر آنها در سیاستگذاریهای ملـی و جهـانی مشـهود
است. در این چشمانداز شهر و شهروندی نقشی اساسی دارند. این مقاله تلاش مـیکنـد سـازوکارهایی را
که میتوان برای این گذار از دولت و سیاست مبتنی بـر مـردمسـالاری نماینـدگی )تفـویض اختیـار بـه
سیاستمداران حرفهای( به مردمسالاری مشارکتی )مستقیم( در نظر گرفت بررسی نماید. تأکید ما بـر آن
است که چگونه و با استفاده از کدام منابع میتـوان و بایـد از طریـق تقویـت اخـلاق شـهروندی و تفکـر
شهروندی به این هدف نایل آمد. در واقع استدلال مقاله آن است کـه شـهروندی نـوعی تمـرین در ابعـاد
کوچک برای رسیدن به آن نوع از مردمسالاری است و بهخصـوص بـا اسـتفاده از امکانـات دیـد فناورانـه
)جامعه شبکهای( و بهکارگیری درست و مناسب تقسیمات شهری )بـه ویـژه زنـدگی محلـهای و تقسـیم
شهر به خردهپهنههای قابل مدیریت مستقیم( میتوان به سوی این اشـکال جدیـد حرکـت کـرد تـا هـم
الگویی برای گذار به واحدهای بزرگتر ارائه شود و هم به صورتی موازی مردمسـالاری نماینـدگی را نیـز
که هنوز برای تحکیم فرآیندهای ملتسازی و دولتسازی در کشوری همچون کشور مـا ضـروری اسـت،
تقویت گردد
