بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر مشارکت اجتماعی- سیاسی مطالعهای درباب شهروندان بالای 18 سال شهر کرج
دوره 9، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 64-87
بیژن زارع، مجید روهنده
چکیده لزوم مشارکت مردم در تمام فعالیتهای اجتماعی و سیاسی امروزه در همة جوامع پذیرفته شده و روزبهروز نیز بر اهمیت آن افزوده میشود. تحقیق حاضر با هدف بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر مشارکت اجتماعی- سیاسی انجام شده است. در این تحقیق، با استفاده از نظریه های تلفیقی مشارکت به منزلة پشتوانة نظری، رابطة بین رضایت مندی اجتماعی و سیاسی، دینداری، رسانهها و پایگاه اجتماعی- اقتصادی با مشارکت تحت بررسی قرار گرفت. روشی که در تحقیق حاضر به کار رفته پیمایش است و از تکنیک پرسشنامه برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. جمعیت تحقیق کلیة شهروندان بالای 18 سال شهر کرج است که 400 نفر از میان آنها به مثابة نمونه انتخاب شدند. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای رگرسیون خطی دومتغیره، آزمون تی، و رگرسیون چندمتغیره استفاده شد. درنهایت، مشخص شد که رضایت مندی سیاسی 33 درصد از 19 درصد از / تغییرات مشارکت اجتماعی- سیاسی را توضیح میدهد، دینداری نیز 6 تغییرات متغیر وابسته را تبیین میکند. بین هریک از متغیرهای رضایت مندی اجتماعی، رسانة جمعی، درآمد و جنسیت با مشارکت اجتماعی- سیاسی هم رابطة معنادار مشاهده شد. پساز ورود همزمان متغیرهای اصلی و متغیرهای شخصی شهروندان به مدل تحقیق، مشخص شد که درمجموع متغیرهای تحقیق 41 درصد از تغییرات مشارکت اجتماعی- سیاسی را توضیح میدهند. نتایج تحقیق حاضر از برازش بالای نظریة تحقیق با یافته های تجربی مشاهدهشده حکایت دارد.
مطالعه رابطة سطح توسعهیافتگی اقتصادی ـ اجتماعی با میزان جرائم خشن در بین استانها
دوره 5، شماره 3، پاییز 1390، صفحه 97-125
بیژن زارع، علیاکبر زندیلک
چکیده با توجه به رابطۀ معکوسی که اغلب پیشینة نظری و تجربی خارجی بین توسعه و جرائم خشن نشان داده است،این پرسش مطرح شد کهایا درایران روند مشابهی وجود داشته است؟ دراین پژوهش فرض شد که هرچه سطح توسعهیافتگی اقتصادی ـ اجتماعی استانها درایران بیشتر باشد، از میزان جرائم خشن کاسته میشود.برای تبیین مسئلة تحقیق از نظریههای فشار ساختاری و خردهفرهنگ خشونت استفاده شده است. روش تحقیقاین پژوهش روش آماری است که با استفاده از دادههای ثانویه و رسمی انجام شده است. سطوح تحلیلاین تحقیق در سطح کلان است و واحد تحلیل استانهای کشور (28 استان) است. دورة زمانی مورد مطالعه سالهای 1376 تا 1380 است. برای آزمون فرضیهها از آزمونهای همبستگی پیرسون، همبستگی اسپیرمن و رگرسیون چندمتغیره استفاده شده است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که رابطة مثبت و نسبتاً ضعیفی بین توسعة اقتصادی ـ اجتماعی و ابعاد آن با میزان جرائم خشن در بین استانها وجود دارد، اما زمانی که هرکدام از اجزای تشکیلدهندة شاخص جرائم خشن (قتل، ضرب و جرح، نزاعهای دستهجمعی) با توسعة اقتصادی ـ اجتماعی و ابعاد آن در رابطه گذاشته شدند، مشاهده شدکه فقط قتل (که 2/2 درصد از کل شاخص جرائم خشن را در برمیگیرد) رابطة معکوسی با توسعة اقتصادی ـ اجتماعی و ابعاد آن دارد.
